هر چه فرد نسبت به اعتقادات و
باورهاي ديني خويش نگرش منفي داشته باشد و به اداي فرضيات ديني خود نپردازد گرايشش
به غير خودي بالاتر است و هر چه فرد تجمل گرايي را در زندگي در اولويت قرار دهد
گرايشش به مدل و الگوهاي غربي بالاتر است و از مدهاي بيگانه پيروي ميكند.
رپ پديده كوچكي است كه با تكثير سلولي و عدم
آگاهي عمومي در اين باب به بسياري از نقاط كشور سرايت كرده و در برگيرنده نكات و
آموزههاي انحرافي فراواني است.
كميل قيدر لو كارشناس مسايل اجتماعي در
گفتگو با شبكه ايران گفت:هيپ هاپ يك خرده فرهنگ مي باشد كه در مورد منشا آن اختلاف
نظر وجود دارد بدين معني كه آيا خواستگاه آن محله هارلم بوده يا جاي ديگري بروز و
ظهور پيدا كرده آيا علت شكل گيري آن منشا اعتراضي بوده يا مشي خرابكاري داشته اند
وي افزود:خواستگاه هيپ هاپ موسيقي سياه ميباشد
،موسيقي سياه پوست ها و طبقه فرو دست جامعه آمريكا طبقه اي كه تمام تفريح آنها
مواد مخدر ،سكس ابتذال ،ترويج الفاظ ركيك و خشونت مي باشد كه از اين گروهها در
جامعه به عنوان دزد و سارقان حرفه اي ياد ميشود.
قيدرلو گفت: اين گروه حداقل در موجهاي اوليه
كاملا سياه بودند سياه و با گويش slang اما در يك دوره اي
مشاهده مي شود كه"eminem" خواننده مشهور اين گروه مي آيد و غلبه
مطلق سياه پوستها را مي شكند وبسيار هم مشهور مي شود به اين دليل كه هم سفيد بوده
و هم انگليسي
وي در تعريف اين گروه و ارتباط آن با ونداليسم
گفت:اين دو مقوله در اصل از هم جدا هستند چرا كه هيپ هاپ نوعي موسيقي است از نوع
بالفعل و عملي و داراي جذابيتهاي ريتميك به طوري كه رقص يكي از ابزارهي حياتي و
جدا نشدني اين گروه است، اما وندالسيم نوعي "خشونت محوري" است با تعاريف
خود اما به علت آنكه خواستگاه هيپ هاپ ها يك عده جوان بيكار ولگرد بوده كه سرگرمي
و تفريحشان سكس ،مواد مخدر، خرابكاري، تجاوز، كارهاي ضد اخلاقي و... است كه موجب
شده خروجي هاي ونداليستي هم داشته باشد.
در
اين جا به ريشههاي فرهنگ رپ و هيپهاپ ميپردازيم:
1- چيستي فرهنگ هيپهاپ: هيپهاپ و رپ امروزي
آميختهاي از 4 اقدام سطحي و قشري يعني «رپ خواني»، «رپنگاري»، «آهنگ سازي
الكترونيكي» و «رقصندگي» است كه رپيها آنها را به ترتيب رپكردن، گرافيكي، آهنگ
سازي و رقص خياباني مينامند.
2- هيپهاپ و شيوع ونداليسم: در اغلب تعاريف
ارايه شده در باب مفهوم ونداليسم در مباحث انحرافات و آسيبهاي اجتماعي، محققين و
صاحبنظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخريب و خرابكاري اموال، تاسيسات و
متعلقات عمومي نام بردهاند. ونداليسم از بلاهاي جوامع امروزي است كه در گذشته ديده
نشده است. «وندالهاي كهن» در هجوم خود چيزي را ويران ميكردند كه خود نساخته
بودند اما «وندالهاي مدرن» چيزي را نابود ميسازند كه از آن جامعه خودشان است.
جرمشناسان و محققين صاحب نظر در علوم
اجتماعي و روانشناسي اجتماعي جرائم ذيل را ناشي و مرتبط از آموزههاي وندالها بر
شمردهاند:
1-2 جرائم فردي: الف- ايجاد ضرب و جرح ب-
قتل ج- تجاوز جنسي همراه با زور و اجبار د- خود فروشي ه- اعتياد و- شرارت و
اوباشگري ز- آزار و اذيت كودكان ح- همجنس بازي ط- خشونت عليه زنان و همسر آزاري
2-2 جرائم اجتماعي: الف- سرقت ب- جرائم مالي
(جعل چك و امضا- اختلاس- رشوه خواري و ...) ج- ونداليسم ( خرابكاري و تخريب اموال
عمومي)
3-2 جرائم سياسي: الف- تظاهرات غير قانوني
ب- خيانت به كشور ج- فعاليتهاي تروريستي د- فرار از خدمت سربازي ه- كودتا و- شهادت
دروغ ز- تقلب در انتخابات ح- شكنجه ط- نشر اكاذيب و شايعه سازي
ديوار نويسي
به مثابه عمل گرافيتي از لغت ايتاليايي
«گرافيو» به معناي اثر گذاري سريع و يا خط خطي كردن مشتق شده است. گرافيتي به دو
نوع نوشتن بر روي ديوار و نقاشي كردن بر ديوار به انجام ميرسد كه در تمام كشورها
به صورت عملي غير قانوني و نامتعارف است. گرافيتي انواع گوناگوني دارد كه عبارتند
از : تروآپ - تگ – بلاك بوستر – اثر – پنل – شابلون – بر چسب – تصاوير در هم
كاركردهاي اجرايي اين طرحها را مي توان اينگونه بيان كرد: 1- مردم آزاري 2- ارضاي
حس هنرمند كف خيابون بودن 3- اعتراض
علل شيوع در ايران:
1- موسيقي زير زميني آسيبها و حتي تهديداتي
كه از ناحيه انتشار اين نوع موسيقي بر كشور و بدنه اجتماعي آن وارد مي شود غير
قابل انكار است. موسيقي رپ به گونهاي است كه فرد با شنيدن آن بار سنگيني از
ابتذال را بر پيكره روحي و رواني خود ايجاد مي كند. يكي از رهآورد هاي شوم و مخرب
اين موسيقي براي كشورها شيوه حواشي فرهنگ هيپهاپ نظير آهنگسازي، رقاصي و بالاخره
ديوارنگاري بوده است. با اين حال زماني كه بعضي از خوانندگان ايراني بر دستگاه رپ
خواندند بايد اين هشدار جدي براي مسئولان مطرح ميشد كه هر كالاي توليدي در حوزه
فرهنگ قابليت لازم را براي انتشار از رسانه ملي ندارد ، اما با كمال تاسف اين مهم
صورت نپذيرفت.
2- روند رو به رشد بي هويتي نتيجه تحقيقات
به عمل آمده نشان مي دهد، معضل بي هويتي در بين جوانان تمامي كشور ها جهان بر اثر
سياست هاي استكباري فرهنگي همچون جهاني سازي فرهنگ و ... رشد صعودي يافته و در اين
ميان جوانان كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
3- علاقه ملي به هنر ايران از جمله كشورهايي
است كه از زمينههاي فراوان مشوق هنري برخوردار هستند. طبيعي است در اين ميان امري
كه به عنوان «هنر شهري» مورد تبليغ قرار ميگيرد نيز مورد استقبال برخي از گروههاي
اجتماعي كه در حداقل آگاهي قرار دارند، واقع شود.
4- سادگي سهولت در امر ترسيم تصاوير مرسوم
به گرافيتي از ديگر عوامل جدي است كه كمك شايان توجهي به فراگيري اين وجه از ونداليسم
اجتماعي داشته است.
5- تبليغات جهاني رشد و توسعه مجراهاي
ارتباط جمعي زمينه تاثيرپذيريهاي فراواني را در عرصه فرهنگ و هنر در بسياري از
موارد فراهمآورده است. در خصوص گرافيتي نيز داير كردن گالريهاي بزرگ، نمايشگاههاي
بينالمللي با تبليغات گسترده تلويزيوني از جمله عواملي است كه بر واردشدن اين
اقدام شبههنري به ايران اثر قابل توجهي گذارده است.
6- فعاليت گروههاي سازماني تشكيل وبلاگ
«هنر زيرزميني» و اذعان نويسندگان آن به تلاش در راستاي فراگيري هنر زير زميني و
اعتراض آميز در كنار پوشش خبري راديو زمانه، بيبيسي فارسي و ... از اين وبلاگ و
همچنين سايت استوديو از سوي ديگر نقطه عطفي در شكلگيري اين گروهها به شمار ميآيد.
كاوه احمدي عليآبادي كارشناس پژوهشگر
جامعه شناسي گفت:عصيان روزافزون انسان، به خصوص نسل جوان، نه تنها نشان دهنده
احساس اجحاف و درماندگي توأم با خشم، پرخاشگري و آشوبگري آنان است، بلكه
معرف تحميلات اجتماعي و تجويزهاي نيروهاي قاهر و سركوبگر بيروني در جامعهاي
است كه به جاي در نظر گرفتن نگرشها، باورها، رفتارها و الگوهاي فرد، گروه،
قشر يا نسلي ديگر، تنها نگرشها و الگوهاي خود را به آنان تجويز ميكند.
وي گفت:در حقيقت ونداليسم واكنشي است در
مقابل برخي از صور فشارها، تحميلات، ناملايمات، حرمانها، اجحاف و شكستها كه مبين
تمايل به تخريب آگاهانه، ارادي و خودخواسته اموال، تأسيسات و متعلقات عمومي
است. البته تحقيقات پژوهشگران نشان مي دهد ونداليسم داراي انواع بسياري است كه بسياري
از آنها خارج از حوزه بحث ماست و ما برحسب چارچوب نظري بحث كه به كنشها و واكنشهاي
نسلها عطف مي كند، گونه ونداليسم گروه هاي بزهكار و گونه جديد از ونداليسم را تحت
عنوان "ونداليسم نسلي" براي اولين بار معرفي مي كنيم.
وي با بيان نقش حساس خانواده در مقوله ونداليس
عنوان كرد:محققان آسيبهاي اجتماعي دريافتهاند كه شرايط و محيط اجتماعي افراد
در شكلگيري شخصيت وندال در آنها نقشيتعيينكننده داشتهاند كه ريشههاي آن
را مي توان در محيط خانواده يافت. در اين خصوص دو ديدگاه متفاوت و حتي در
برخي موارد متضاد در مورد ونداليسم ارائه شده است. ديدگاه نخست بر اين باورست
كه ونداليسم معمولاً در خانههايي غيرمنضبط با والديني سردرگم و مردد و
نامطمئن از ارزشها و فلسفه اجتماعي خويش پرورش مييابد و غالباً احساس درماندگي
و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآميز و پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر،
صاحبان قدرتو همه نهادها و سازمانهاي تأسيسشده در جامعه نشان ميدهند.
وي ادامه داد: ديدگاهي ديگر ونداليسم را
نتيجه مستقيم بريدگي و عدم پيوندي ميداند كه بين ارزشهاي تحميل شده از
سوي نهادهاي پرورشي با آنچه به منزله شرايط و واقعيتهاي حاكم بر جامعه مطرح
است، پديد ميآيد. آن تجويزها از والدين و مدرسه گرفته تا دولت و رسانهها
را در برميگيرند. با يك بررسي دقيق و نگاهي ژرفتر ميتوان دريافت كه دليل چنين
تمايزي در چيست. ديدگاه نخست ونداليسم را به جوانان محدود ميكند و
خانواده آنان را به چشم وندال نميبيند، از اين روي بينظميها و سهلانگاري
والدين را دليل آن ميبيند، در حالي كه در ديدگاه دوم والدين خانواده نيز
ميتوانند جزو اشخاص وندال باشند، بنابراين هنجارگريزي و بينظمي آنها همچون فرزندانشان
معلول تجويزات و سختگيرهاي جامعه است، نه سهلانگاريها و نظمگريزيها. توجه
به اين نكته بسيار ضروري است، زيرا با معكوس شدن علت واقعي ونداليسم از
سختگيري و تجويزات به سهلانگاري و بينظمي، پديده ونداليسم نه تنها برطرف نميشود،
بلكه گسترش مييابد.
احمدي افزود: تنها مشاركت است كه موجب ميشود،
در هر جامعه، نسل جديد، بدون آن كه به يك آرمانگرا، شكست خورده يا
آشوبگر بدل شود، از تجارب و دستاوردهاي نسل گذشته استفاده كرده و در عين حال،
چيزي را نيز بر آن افزوده و زندگي در دنياي پيرامون را براي خود و ساير
انسانها مطلوبتر سازد.
وي گفت: اكنون در جامعه ما، شكاف و تمايز بين ايدهآلها و واقعيات در نزد نسل جديد، حقيقتي انكارناپذير است، همانگونه كه در نسل گذشته حقيقت داشته است و علل بازآفريني مداوم آن چيزي نيست، بهجز اين كه در جامعه ما الگوهاي تربيتي و جامعهپذيري در تمامي عرصههاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي نياز به تجديدنظر جدي و فوري دارد، تا دستاوردهاي چندين و چند نسل را، نه به گونهاي تجويزي و بيچون و چرا، بلكه با مشاركت به نسل بعد انتقال دهد و به نسل جديد اجازه دهد تا خود تجربه، تعامل و لمس كرده و آن گاه بينديشد، برگزيند و پي ببرد.
























