شامگاه پنج‌شنبه هنگام اقامه نماز مغرب و عشاء و در حالي كه به دليل سالروز شهادت حضرت زهرا (س) جمعيت متراكم و كم‌سابقه‌اي در مسجد علي‌بن ابي‌طالب (ع) زاهدان تجمع كرده بودند، يك حمله تروريستي و انتحاري به اين مسجد شيعيان حداقل 19 شهيد و 125 مجروح بر جاي گذاشت. علاوه بر اين، تعداد زيادي از شهروندان حاضر در مسجد نيز دچار موج گرفتگي انفجار شدند. تصاوير زير، سقف و زمين اين مسجد پس از انفجار و خروج مردم را نشان مي‌دهد:








داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۰:۱۴ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

مكان سانسور شده در گوگل ارث بر خلاف ادعاهاي مبني بر آزادي جريان اطلاعات، مكانهاي بسياري در گوگل ارث به دلايل سياسي و نظامي سانسور مي‌شود.

عمده اين موارد مربوط به مكانهايي است كه رويت آنها از طريق گوگل ارث، ممكن است مشكلات امنيتي براي حاكمان آمريكا داشته باشد. در اين گزارش فهرست 13 مكان از دهها مكاني كه توسط گوگل ارث سانسور شده است ارائه مي شود:


1- كاخ سفيد آمريكا: بنا به دلايل امنيتي تصاوير كامل و واضحي از مقر رييس جمهور آمريكا در گوگل مپ و گوگل ارث به نمايش در نمي آيد.

2- كنگره آمريكا : در ابتداي راه اندازي گوگل مپ تصاوير كنگره بصورت تيره نشان داده مي شد اما اخيرا اين مورد برطرف شده و جاي آن را تصاوير قديمي گرفته است.

3- محل اقامت ديك چيني: محل اقامت معاون اول رييس جمهور سابق آمريكا نيز در گوگل ارث ناواضح ديده مي شود ، اين در حاليست كه تمام مناطق اطراف آن واضح ديده مي شود.

4- پايگاه هوايي Soesterberg در هلند كه محل نگهداري هواپيماهاي استراتژيك F-15 آمريكايي ست در گوگل ارث سانسور شده است.

5- PAVE PAWS در ايالت ماساچوست آمريكا كه محل اصلي رادار هاي اخطار حملات موشكي به آمريكاست ناواضح و سانسور شده است.

6- هتل شط العرب در بصره عراق : اين هتل كه محل اقامت سربازان انگليسي در بصره است احتمالا بعد از انتشار اخباري مبني بر اينكه ممكن است با استفاده از اطلاعات گوگل ارث مورد حمله قرار گيرد از نقشه هاي گوگل پاك شده است.

7- شهر Leeuwarden در هلند يكي از مراكز و پايگاههاي اصلي فرماندهي و عمليات هوايي ناتو در شمال اروپاست . با زوم كردن روي نقشه و مقايسه آن با مناطق اطراف متوجه مي شويم كه طراحان نقشه هاي گوگل به جاي اين شهر چمن كاشته اند!

8- پايگاه هوايي ريمس در فرانسه : تنها ساختمان اين پايگاه هوايي در نقشه هاي گوگل بصورت شطرنجي نمايش داده مي شود.

9- Novi Sad در صربستان : اين پايگاه نظامي هم بصورت كاملا مبهم و نا واضح مشاهده مي شود.

10- پايگاه هوايي Kamp van Zeist در انگلستان كه يكي از پايگاههاي مقدم آمريكا به شمار مي آيد بطور رسمي در نقشه هاي گوگل مخدوش و غير قابل نمايش شده است.

11- آژانس C-3 ناتو در بروكسل بلژيك : اين محل يك انستيتوي علمي ست كه جهت پشتيباني علمي نيروهاي ناتو احداث شده است. اين ساختمان نيز بطور كامل سانسور شده است.

12- محل ساختمان جديد سفارت آمريكا در هلند : اين محل نيز بطور كامل در گوگل ارث مخدوش شده است.

13- پايگاه هوايي رامستين در آلمان : اين پايگاه كه به عنوان يكي از مراكز فرماندهي ناتو ياد مي شود ، در جنگ عراق مورد استفاده نيروهاي آمريكايي و متحدانش قرار گرفت. هواپيماهاي استراتژيكي توسط نيروي هوايي آمريكا در اين محل نگهداري مي شود. اين پايگاه نيز بطور كامل توسط گوگل ارث سانسور شده ا

داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۰:۰۵ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب



loo3-1.jpg

 

loo3-2.jpg

 

 

loo3-3.jpg

 

 

loo3-4.jpg

 

loo3-5.jpg

 

loo3-6.jpg

 

 

loo3-7.jpg

 

 

 

داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۱۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۸:۴۴ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب




تعداد بازديد: ۶۸۲۵
اسامي برندگان هشتاد و يكمين دوره از رقابت‌هاي اسكار توسط آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسكار اعلام شد.

به گزارش ايرنا، اسامي برندگان اين دوره از جوايز اسكار در بخش‌هاي مختلف سينمايي به اين شرح است:

بهترين فيلم بلند سينمايي: ميليونر زاغه‌نشين به كارگرداني دني بويل
بهترين كارگرداني: دني بويل براي فيلم ميليونر زاغه‌نشين
بهترين بازيگر نقش اول مرد: شان پن براي فيلم ميلك
بهترين بازيگر نقش اول زن: كيت وينسلت براي فيلم كتابخوان
بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: هيث لجر براي فيلم شواليه تاريكي
بهترين بازيگر نقش مكمل زن: پنه لوپه كروز براي فيلم ويكي كريستينا بارسلونا
بهترين انيميشن: "وال اي" به كارگرداني اندرو استانتون
بهترين فيلم خارجي: جداشدگان محصول ژاپن
بهترين فيلمبرداري: آنتوني داد منتل براي فيلم ميليونر زاغه نشين
بهترين تدوين صدا: ريچارد كينگ براي فيلم شواليه تاريكي
بهترين فيلمنامه غير اقتباسي :داستين لنس بلك براي فيلم ميلك
بهترين فيلمنامه اقتباسي: سيمون بيف ري براي فيلم ميليونر زاغه‌نشين
بهترين چهره پردازي : فيلم مورد عجيب بنجامين باتن
بهترين طراحي لباس: مايكل اونر براي فيلم دوشز
بهترين جلوه‌هاي ويژه: فيلم مورد عجيب بنجامين باتن
بهترين كارگردان هنري: دونالد گراهام برت براي فيلم مورد عجيب بنجامين باتن
بهترين فيلم كوتاه: براي فيلم سرزمين اسباب‌بازي به كارگرداني الكساندر فري دانك
بهترين مستند كوتاه: مستند پينكي خندان از مگان ميلان
بهترين مستند بلند: مردي روي خط به كارگرداني «سيمون چين و جينز مارش
بهترين ميكس صدا: گروه صدابرداري فيلم ميليونر زاغه‌نشين
بهترين تدوين فيلم: كريس ديكنز براي فيلم ميليونر زاغه‌نشين
بهترين موسيقي فيلم : آ. آر رحمان براي فيلم ميليونر زاغه‌نشين
مراسم اسكار بامداد امروز در لس آنجلس برگزار شد .

داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۴۷:۴۵ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

شهيد بهشتي ايده ساختن يك حزب براي رسيدن به دولت صالح را مطرح مي‌كنند، نه تشكيل يك دولت و احزابي دولت ساخته براي حمايت از آن با هر انگيزه و سياستي. اين دو راه كاملاً دو راه متفاوت از يكديگر است. مي‌توان گفت اين فكر،‌ انديشه پنجاه و هفتي است، اما من گمان مي‌كنم اين فكر از انديشه‌هايي است كه مي‌تواند و ارزش آن را دارد كه سرلوحه‌ي نيروهاي سياسي قرار گيرد.

مهندس مير حسين موسوي، در همايش «شهيد بهشتي، تشكل و تحزب»، كه در موسسه دين و اقتصاد و با همكاري بنياد نشر آثار و انديشه هاي شهيد مظلوم بهشتي، به مناسبت 29 بهمن، سي‌امين سالگرد اعلام موجوديت حزب جمهوري برگزار شد، به ايراد سخن پرداخت. متن كامل سخنراني مهندس مير حسين موسوي بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

با تسليت اربعين حسيني و دعا براي پيروي راه حسين عليه السلام، بايد بگويم، موضوعي كه امروز با عنوان «تشكل و تحزب»براي اين همايش انتخاب شده‌ است، همچون وضعيت حاكم بر روز‌هاي ‌آغازين انقلاب اسلامي مسئله حياتي و مهم امروز ماست. البته چگونگي پرداختن به اين مسئله براي نيروهاي ارزشي اهميتي اساسي دارد. بنابراين رجوع به روشي كه شهيد بزرگوار و سالار شهيدان انقلاب اسلامي، دكتر بهشتي در پرداختن به اين مسئله داشت، خود، اهميت فوق‌العاده‌اي براي ما دارد.

براي آن‌كه بتوانم اذهان شما را به موضوع بحثي كه در اين جلسه ارائه خواهم كرد نزديك كنم، با يك مثال هنري بحث خود را آغاز مي‌كنم. در نقد ادبي و سينمايي اصطلاحي به نام ژانر وجود دارد كه معمولاً به نوع طبقه‌بندي در ميان داستان‌ها اشاره مي‌كند. اين نوع طبقه بندي براساس روايتي كه فيلم در داستان دارد، فيلم را طبقه‌بندي مي‌كند؛ براي مثال ژانر فيلم‌هاي پرحادثه، رمان و تراژيك انواع مختلف اين طبقه‌ بندي محسوب مي‌شوند.

يكي از ژانرهاي فرعي، ژانر فيلم‌هاي تخيلي است، در اين ژانر با داستان‌ قهرماناني مواجه مي‌شويم كه از زماني به زمان و مكان ديگري پرتاب مي‌شوند. براي نمونه قهرمان يك فيلم كه يك سامورايي است، خود را از 300، 400 سال پيش پرتاب شده در فضاي شهر پيشرفته آمريكايي مي‌بيند.

در اين اتفاقات؛ قهرماني كه جاي خود را از نظر زمان و مكان تغيير يافته ‌مي‌بيند، به دليل اين‌كه وارد فضاي نويني مي‌شود، با مسئله‌هايي نوين نيز مواجه مي‌شود و مشكلاتي با اخلاقيات، فرهنگ و نشانه‌هاي زمان و مكان جديد پيدا مي كند. در نتيجه تا زمان تطبيق خود با وضعيت جديد، ممكن است هزاران حادثه تراژيك براي او رخ دهد.

هنگام پيروزي انقلاب به دليل ناگهاني بودن و سرعت بسيار زياد اين پيروزي و نبود سازماندهي قبلي‌اي كه افراد را براي برخورد با وضعيت‌‌هاي جديد بپروراند، تمام شخصيت‌ها و افراد اعم از مخالف و موافق به يكباره در نظام جديد، خود را در موقعيتي جديدي يافتند. 

در اين ميان بسياري آمادگي برخورد با مسائل جامعه جديد را نداشتند. برخي روحيه روستايي داشتند، برخي ديگر زمان پيروزي انقلاب را با تغييراتي كه در جهان اتفاق افتاده بود يا وضعيت‌هاي بسيار قديمي مقايسه مي‌كردند و نتايجي نامعمول مي‌گرفتند.

آن زمان طرح موضوعاتي همچون بحث‌هاي مصدق و كاشاني شدت گرفت، مباحث آن زمان است كه در ميان گروه‌هاي چپ دارد تكرار مي‌شود.

برخي ديگر وضعيت انقلاب، به خصوص يك سال نخست آن را با يك سال قبل از پيروزي حزب كمونيست در شوروي مقايسه مي‌كردند .

در موقعيت جديدي كه پديد آمده بود افراد كمي بودند كه به معناي واقعي معاصر باشند و شرايط را همان‌گونه كه هست درك كنند، علائم را به خوبي دريافت كنند و با تجزيه و تحليل صورت واقعي مسائل و طبقه‌بندي درست مشكلات، بدانند كه نظام جديد جامعه ايراني با چه مسائلي روبرو است.

اين همزماني و معاصر بودن و درك واقعي زمان و مكان، براي افراد برجسته آن دوران كه به نوعي جلودار حركت‌هاي اجتماعي بودند، نكته بسيار مهم و تعيين كنند‌ه‌اي بود.

شهيد بهشتي جزو معدود كساني است كه از يك فضاي قديم به فضاي نو پرتاب نمي‌شود بلكه او خود را در محيطي مي‌يابد كه مسائل و اهميت آن را به خوبي درك مي‌كند، مشكلات و سختي‌ها را مي‌بيند. در عين برخورداري از ارزش‌هاي سنتي و اجتهاد در اين زمينه، توانمندي ارائه يك نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلي كه ايشان در دوران اول انقلاب به آن مي‌پردازند حيرت‌آور است. گرچه قبل از انقلاب هم ايشان به مسائلي پرداخته كه نگاه نويي را نسبت به جامعه نشان مي‌دهد و به همين دليل شهيد بهشتي به عنوان يك روحاني بسيار پيش‌رو در آن دوران مطرح مي‌شود.

در عين حال هيچ كس در اجتهاد ايشان در متون اسلامي شك نداشت. بروز و ظهور نگاه و ديد ايشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلاب و تحليل‌ها و اظهارنظر‌هاي ايشان در آن دوران، امروز براي ما حيرت‌آور است.

بعدها با عبور از بحران‌هاي دوران نخست انقلاب، پيدايش نيروهاي جديد و پخته شدن نيروهاي انقلابي و تقسيم كاري كه صورت مي‌گيرد، ديگر اين مسئله چندان براي ما مهم به نظر نمي‌آيد.

ايشان در رابطه با مسائل اقتصادي و حساس‌ترين مسائلي كه جامعه با آن روبروست نظرات و پيشنهاداتي دارند و همواره افراد را براي بررسي مسائل جديد تشويق مي‌كنند. مسائلي از قبيل بانكداري، بيمه، توليد، تورم، بيكاري و تمامي آن‌چه كه مي‌تواند در شرايط ويژه‌اي كه يك نظام نوپا، پس از پيروزي انقلاب با آن مواجه شده است، اهميت ويژه و فوق‌العاده‌اي داشته باشد. مسئله‌هايي كه عدم توجه به آن‌ها مي‌توانست مشكلات اساسي ايجاد كند.

شهيد بهشتي همچنين توجه ويژه‌اي به مسائل مديريت در دوران نخست انقلاب دارند. بحث مكتب و مديريت يكي از مهمترين مسائل مورد نظر ايشان بود.

اين كه آيا مدير بايد تخصص كافي داشته‌باشد، يا از تعهدي مكتبي برخوردارباشد و يا از هر دو، مسئله‌اي مهم در آن دوران بود. ايشان اين موضوع را بارها براي بحث در حزب جمهوري‌اسلامي انتخاب كردند و نظرياتي كه ايشان در اين باره ارائه كردند، بسيار راهگشا بود.

بايد بگويم شناخت ايشان از مسائل سياسي و بين‌الملل يك استثنا در كشور ما بود. همه‌ي ما به ياد داريم، كه ايشان ارتباطات و ملاقات‌هاي وسيع و موفقي با شخصيت‌هاي خارجي داشتند. در واقع مي‌توان گفت كه سياست‌ خارجي كشور ما با نگاه‌ها و تجربياتي كه ايشان ارائه دادند، شكل گرفت.

دامنه نظريات ايشان حتي به علوم سياسي و فلسفه‌ي سياسي گسترش داشته است و ما هنوز مي‌توانيم از تحليل ايشان در مورد ليبراليسم استفاده‌هاي فراواني ببريم.

اكثر دوستان مي‌دانند كه ما وضعيت داخلي ما بسيار پيچيده بود. ما با جامعه‌اي در حال غليان و در اوج تغييرها و در وضعيتي بسيار پيچيده مواجه بوديم. انقلاب دشمناني نيز داشت.

در اين دوران جريان‌هاي مختلف اسلامي‌ با نظريات و نگاه‌هاي مختلفي وجود داشتند. در تمام اين جريان‌ها شخصيت شهيد بهشتي تأثيرگذار و راهگشا براي انقلاب بود.

نوع رويكرد همه‌جانبه‌ي ايشان در پرداختن به مسائل فرهنگي و اجتماعي آن دوران نيز صادق است. اين كه حضرت امام از ايشان به تنهايي به عنوان يك ملت نام مي‌برد، شايد ناظر بر همين ويژگي‌هاي شخصيت ايشان باشد. در واقع بيان امام خميني به نوعي اشاره به همه‌جانبگي ذهن ايشان در مورد مسائل گوناگون دارد.

نمونه‌هاي بسيار زيادي را مي‌توان ارائه داد كه نشان از دقت بالاي ايشان در به زمان بودن و وقوف كامل به زمان و مكان دارد. شايد بتوان گفت كه يكي از بزرگترين برجستگي‌هاي ايشان، آگاهي از زمان و مكان بود. ما ممكن است افراد زيادي را پيدا كنيم كه داراي دانش فراواني باشند، اما حساسيت و توجه آن‌ها نسبت به مقتضيات زمان و مكان دوران خود كم باشد. قبل از انقلاب نيز افراد كمي در نيروهاي مذهبي داشتيم كه چنين توانايي و دركي را داشته باشند و نسبت به زمان آگاهي كامل داشته باشند كه بدون شك در صدر آ‌ن‌ها شهيد بهشتي بود.

در واقع رويكرد شهيد بهشتي به مسئله حزب را بايد از اين زاويه مورد بررسي قرار داد كه ايشان فردي آگاه به مسائل و زمانه بوده و مي‌دانست كه در چه نقطه‌اي از زمان و فضاي جغرافيايي ايستاده است. شهيد آگاهي كامل داشت كه نظام ما با چه مسائلي روبرو است. رويكرد ايشان به حزب، رويكردي فردي نبود كه در موقعيت جديدي قرار مي‌گيرد و در پي يافتن ياراني باشد كه بخواهد به قدرت برسد. به بيان ديگر تشكيلات را براي رسيدن به قدرت تعريف نمي كرد.

اگر نحوه‌ي‌ برخورد ايشان با حزب و چگونگي پيش‌بيني تشكيلات آن را بررسي كنيد، درمي‌يابيد كه ايشان داراي رويكردهايي بسيار نو و پيشتازانه بود. البته اين برخورد پيشتازانه، به هيچ وجه نافي استفاده ايشان از امكانات و تجربيات بومي و ارزش‌هاي اسلامي نبود.
من جملاتي از شهيد دكتر بهشتي براي ارائه در اين جلسه انتخاب كرده‌ام و درباره‌ي فضاي طرح اين جملات توضيحاتي ارائه مي دهم. با اين اميد كه سخنران‌هاي بعدي نوري به فضاي اول انقلاب بتابانند تا در تجربه‌هاي كنوني از آن بهره گرفته شود.
ايشان در يكي از جملات اساسي خود درباره احزاب مي‌گويند: «معمولاً احزاب سياسي حتي تشكيلات نظامي از همان روز اول با انگيزه رسيدن به قدرت بوجود مي‌آيند.»

دكتر بهشتي پس از طرح اين جمله اشاره‌اي به وضعيت جامعه ايران مي‌كند. يادآور فداكاري‌هاي مردم در راه انقلاب و روحيه‌اي كه بر دوران انقلاب حاكم است مي‌شود و بلافاصله مي‌گويد براي « نسل نوجوان ما تشكيلات سياسي، نظامي و اجتماعي، انگيزه قدرت‌طلبي تداعي نمي‌كند، بلكه انگيزه خدمت و فداكاري در راه يك آرمان و هدف را تداعي مي‌كند.»

شهيد بهشتي بلافاصله وظيفه تشكيلات را در دو بخش توضيح مي‌دهد. ايشان البته بارها به اين توضيح رجوع مي‌كند و دائم تأكيد مي‌كند كه حزب جمهوري اسلامي براي چنگ زدن به قدرت پديد نيامده است. اگرچه در مواردي ايشان اشاره مي‌كند در موقعيتي كه خلأ باشد و خدمتگزاران ديگري نباشند حزب وارد قدرت نيز مي‌شود.

در جايي ديگر مي‌گويند به هر حال حزب از ديدگاه فرهنگي و اجتماعي معمولاً يكي از اين دو مفهوم را تداعي مي‌كند؛ «قدرت و خدمت‌گزاري»

و باز ايشان مي گويند:

« در ميان عده زيادي حزب اين مفهوم را تداعي مي‌كند كه گروهي قدرت‌طلب دور هم جمع شده‌اند تا به قدرت و حكومت دست‌يابند و آن‌گاه كه به قدرت دست‌يافتند، نزديكان و دوستان خود را در آن تشكيلات به مقام و قدرت برسانند».

اما براي گروهي ديگر حزب اين معنا را تداعي مي‌كند كه براي مبارزه با فسادها و تحقق بخشيدن به آرمان‌هاي عالي بشري و الهي بايد به يكديگر پيوست و به منظور تشكل بيشتر نيروها در راه تحقق سريع آرمان‌ها، بايد حزب و تشكيلات پديد آورد.»

شهيد بهشتي در پاسخ به يكي از مقامات مراكش در ديداري كه با ايشان داشت، دو مفهوم فوق را توضيح مي‌دهند و به ايشان مي‌گويند حزب جمهوري اسلامي طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ يعني به شكل خدمت‌گزاري و در جستجوي طاعت خدا.

ايشان درباره انگيزه‌ي خود توضيح مي‌دهد:

«براي اين كه ما آغازكننده‌ي اين تشكيلات هستيم، براي اينكه به مردم ثابت كنيم ضمن هدفي كه داريم بناداريم از قبول هر سمت قدرت‌آفريني خودداري كنيم؛ مگر هنگامي كه به صورت يك امر واجب مطلق عيني از طرف جامعه و رهبري جامعه به عهده ما گذاشته شود؛ كه البته اين شرايطي خاص است، در غير اين صورت تا آنجا كه كس ديگري وجود دارد كه اين قدرت را در دست گيرد و اين خدمت را انجام دهد به او اولويت مي‌دهيم تا درسي عملي باشد.»

اين رفتاري بود كه ما در صدر انقلاب از ايشان بارها مشاهده كرديم و به نظر نمي‌آيد گذشت 30 سال از انقلاب هنوز اين درس را كهنه كرده باشد.

ادامه اين بحث مربوط به چند سخنراني است كه من جملاتي از آن‌ها را انتخاب كرده‌ام.

در اين جا به يكي از نكات مورد توجه ايشان كه داراي اهميت بسيار زيادي است و مي‌توان از آن براي شناخت برخي از مشكلات و نارسايي‌ها استفاده كرد، اشاره مي كنم:

ايشان عنوان مي‌كند «يك تشكيلات كار خود را با آموزش و سازندگي، كلاس‌ها و حوزه‌هاي سازنده در ابعاد عقيدتي و آگاه‌كننده در زمينه‌هاي ايدئولوژيك و سياسي و تمرين‌دهنده در ابعاد معنوي و اخلاقي آغاز مي‌كند و راه را ادامه مي‌دهد.»

به بيان ديگر در انديشه‌ي شهيد بهشتي موارد يادشده، بخش اصلي فعاليت تشكيلات است. به طور طبيعي تشكيلات بخش اصلي توان خود را روي بيان مواضع ايدئولوژيك خود متمركز مي‌كند. و ايشان ادامه مي دهد:

«پس از اين‌كه تشكيلات مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ اين مسئله مي‌رود كه در سرنوشت سياسي جامعه حضور مؤثري پيدا كند و به همه بگويد حال كه بينش اجتماعي، ايدئولوژيك و سياسي مورد نظر به عنوان يك نهاد اجتماعي مورد قبول بخش عظيمي از جامعه است، سپس مي‌تواند در ساختن آينده جامعه نقش مؤثري داشته باشد. آن موقع است كه بخش قابل ملاحظه‌‌ي ديگري از قبيل انتخابات، روي‌كار آمدن دولت، تهيه برنامه‌ها را ثبت مي‌كنند.»

ملاحظه مي‌كنيد از منظر شهيد بهشتي ايجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولويت دارد؛ نه اينكه گرفتن قدرت، بعد ساختن گفتمان متناسب با اين قدرت مدنظر باشد.

ايشان ايده ساختن يك حزب براي رسيدن به دولت صالح را مطرح مي‌كنند، نه تشكيل يك دولت و احزابي دولت ساخته براي حمايت از آن با هر انگيزه و سياستي. اين دو راه كاملاً دو راه متفاوت از يكديگر است. مي‌توان گفت اين فكر،‌ انديشه پنجاه و هفتي است. اما من گمان مي‌كنم اين فكر از انديشه‌هايي است كه مي‌تواند و ارزش آن را دارد كه به طور دائم سرلوحه‌ي توجه‌ نيروهاي سياسي قرار گيرد. ايشان بحثي دارد كه خيلي براي زمان امروز راهگشا است. متأسفانه امروز نوعي شكاف ميان نيروهاي سياسي پديد آمده است، اما اصولي كه در اول انقلاب براساس آن عمل و تبليغ مي‌شد مواضع حزب، در جهت كم‌كردن اختلافات با احزاب رقيب بود.

اگر چه اين مواضع 100 درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در ميان مردم و گروه‌هاي اسلامي معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقيت‌آميز بود و با اين گروه‌ها رابطه برادرانه وجود داشت.

بدين معنا كه نوعي مراقبت و مدارا بين احزاب و گروه‌هاي رقيب مسلمان وجود داشت و همين كافي بود كه نشان‌داده‌شود كه كسي خلاف اعتقاداتي كه ريشه‌ي شرعي و ريشه در مصلحت‌هاي عمومي جامعه دارد، عمل نمي‌كند.

شهيد بهشتي در بخش ديگري مي‌گويند: «ما در برابر گروه‌هاي مسلمان فعال، معتقد، مخلص و در خط امام رابطه‌ي برادرانه داريم و هرگونه رابطه رشك‌آميز نسبت به اين گروه‌‌ها را گناهي بزرگ و تباهي‌آور مي‌دانيم» ايشان سپس سراغ گروه‌‌هاي ديگر مي‌روند و باز هم با سعه صدر نوع رابطه با آن‌ها را مطرح مي‌كنند تا برسد به گروه‌هايي كه مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور كار داشتند و مي‌گويند: «بايد برخورد قانوني با آنها صورت گيرد».

ايشان تلاش مي‌كند هر نوع فضاي جنگ قدرتي را بين گروه‌‌هاي مذهبي از بين ببرند. اگر انقلاب اسلامي در كشور پايدارشد و گسترش پيداكرد به دليل حضور چنين روحيه‌اي در آغاز انقلاب بود. ايشان در تقسيم‌بندي ديگري كه به اين موضوع هم ارتباط پيدا مي‌كند سه شاخصه مهم درباره‌ي حزب جمهوري مطرح مي‌كنند. اولين شاخصه بحث حضور مكتب، اسلام و فقيهان در درون حزب است كه به دليل ضيق وقت از پرداختن به آن خودداري مي‌كنم و به مشخصه دوم و سوم كه اهميت فوق‌العاده‌اي دارد و با بحث‌هايي بنده مرتبط است، اشاره مي‌كنم. ايشان مي‌گويند:

« مشخصه دوم، سازمان و تشكيلاتي است كه متعلق به همه مردم اعم از جوان،‌ پير، شهري، روستايي و ... باشد. يعني تشكيلاتي كه نشانگر توده به پا خاسته اجتماعي باشد.» تركيب شوراي مركزي حزب دقيقاً بازنمايي چنين نگاهي بود و در شوراي مركزي و شاخه‌هاي شهرستان، از همه اقشار حضور داشتند. مسئله‌اي كه هيچ‌كدام از گروه‌هاي سياسي ديگر چه اسلامي و چه غيراسلامي نتوانستند آن را دوباره تكرار كنند. اين ويژگي در اوايل انقلاب حاكم بود. البته تشكيل چنين شورايي كار ثقيل و سختي بود. چه بسا نارضايتي و ناراحتي در بين برخي از دوستان مجموعه ايجاد مي‌كرد مبني بر اينكه چرا كساني باشند و چرا كساني نباشند.

وقتي يك كارگر وارد شورا مي‌شد بدين معنا بود كه به همان نسبت امكان حضور افراد بسيار شاخصي كه ممكن بود به حق يا ناحق اعتقاد داشتند بايد در شورا حضور داشته باشند، كاهش مي‌يافت. ولي ايشان از چنين تركيبي دفاع كرد و اين تركيب بندي منجر به شكل گيري واحدهاي مختلفي از جمله اصناف، بخش‌هاي كارگري و دانشجويي و واحد شهرستان‌ها و ... شد كه بعداً نهادهايي از درون آن ها ايجاد شد كه برخي از آن ها هنوز هم در حال خدمت به جامعه هستند.

باز از زاويه همين آگاهي شهيد بهشتي از زمان و مكان بود كه ايشان يك تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معناي ملت اين نيست كه عده‌اي از كساني كه با آنها منافع مشترك داريم دور هم جمع شويم و چنين باور كنيم كه گويي يك ملت هستيم. ملت اعم از هر گروه و دسته‌اي است. اين مفهوم در واقع تمام افراد ملت را در بر مي‌گيرد و شامل تمام مردم متنزع از قشرها، طبقات مختلف و عقايد گوناگون مي شود. اكنون ما براي داشتن چنين نگاهي مشكل داريم.

گاهي عده اي از نيروهاي مختلف مملكت دور هم جمع شده و در حالي كه بخش كوچكي از جامعه هستند، خود را نمونه ملت و سليقه خود را مساوي سليقه ي يك ملت بزرگ مي دانند.

اين افراد نمي‌توانند آغوش خود را آنچنان وسيع و گسترده بگيرند كه آحاد و سليقه‌هاي بيشتري را در بر بگيرد. اين يكي از امراضي است كه ما به آن دچار هستيم. ايده‌اي كه ايشان براي حزب داشت و براي آن اقدام عملي‌كرد، تشكيل حزب به‌گونه‌اي بود كه برشي از همه جامعه باشد و با خط‌دهي كه در احزاب صورت مي‌گرفت و با آموزشي كه در درون حزب براي پيدا كردن نگاه وسيع‌تر در جهان دنبال مي‌شد، تلاش‌ها بر اين بود كه در اين چارچوب ملي تقوا و مهارت هاي تشكيلاتي ارتقا يابد. براي ديدن تفاوت، كتابي وجود دارد كه با عنوان «شورشيان آرمان‌خواه» منتشر شده است. اين كتاب بعد از آن كه تاريخچه تشكل‌هاي چپ ماركسيستي را شرح مي‌دهد، در بخشي قضاوتي دارد مبني بر اينكه به رغم آنكه تمام احزاب شعار حمايت از قشر كارگري را مي‌دادند و خود را نماينده آن طبقه مي‌دانستند، در تركيب اين احزاب و شوراها وجود كارگران نزديك به صفر بود.

من نمي‌خواهم با انتقاد از آنها بگويم كه گروه‌هاي اسلامي از اين ايراد مبرا هستند. همان طور كه اشاره شد چه بسا ما گروه‌ها و دسته‌هايي را شكل مي‌دهيم و به آن‌ها به گونه‌اي نگاه مي‌كنيم كه گويي همه‌ي ملت را در بر مي‌گيرند. در نتيجه از تنوع موجود در كشور غافل مي‌شويم و شايد بخش قابل توجهي از مشكلات ما در رابطه با سياست‌هاي اقتصادي، سياست‌هاي داخلي و خارجي معطوف به اين قضيه است كه ما درك روشني از مفهوم ملت نداريم.

شهيد بهشتي درباره خصوصيت سوم تأكيد داشتند، در عين فراگيري و وسعت نبايد انحصارطلب بود. به نظر مي‌آيد اين مسائل نه تنها براي حزب، كه براي جامعه فعلي ما هم اهميت دارد و دوباره بايد به آن رجوع كرد. ايشان مي‌گويند: «يكي از اصول تشكيلاتي كه در جزوات آموزشي حزب جمهوري اسلامي منتشر شده آن است كه حزب جمهوري اسلامي مجموعه‌اي است از عناصر معتقد به اسلام و مبارز كه خواستار ارزش‌هاي عالي اسلامي باشند به طوري كه براي هر كاري جستجو كرده و صالح‌ترين را انتخاب كنند، فارغ از آنكه عضو اين تشكيلات باشد يا خير».

هنوز اين توصيه و نصيحت، سي سال گذشته را شكافته و پيام خود را به عنوان يك مسئله‌ي روز حساس و در آستانه انتخابات به ما مي‌رساند.

ايشان عنوان مي‌كنند: «حزب جمهوري اسلامي انحصار‌طلب، قدرت‌طلب، خودمحور و نفي كننده ديگر گروه‌هاي سياسي نيست. ما هر گروه سياسي و اسلامي ديگر را كه مؤمن، درستكار و صديق به انقلاب باشد، گروه برادر مي‌ناميم و با اين گروه‌ها مسابقه مي‌گذاريم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت؟ حاشا، بلكه مسابقه بر سر تقديم بهترين خدمت به ملت».

در مجموعه سخنان ايشان در مورد تشكيلات ما به اين گونه فراز هاي بلند، فراوان برخورد مي كنيم كه همه آنها ارزش ارزيابي مجدد براي معرفي به نسل‌هاي جديد را دارد؛ هم براي يافتن راه و هم براي معرفي آنچه كه در انقلاب گذشت و فهم اين مسئله كه چرا نام شهيد بهشتي همچون نامي قدسي براي ملت ما باقي مانده‌است. عليرغم آن‌كه 30 سال از آن زمان فاصله گرفته‌ايم، باز نام ايشان بسيج كننده همه نيروهاي مؤمن است.

ما هنوز صداي گرم ايشان را مي شنويم كه مي گويد: «ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت» و آيا اين جمله بزرگترين رهنمود براي نيروهاي علاقه مند به اسلام و مصالح ملي نيست؟

داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۱۴:۳۴ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

ك سال پس از ترور «عماد مغنيه» فرمانده ارشد حزب‌الله لبنان كه با نام «حاج رضوان» شناخته مي‌شد؛ روزنامه اسرائيلي يديعوت آحارونوت اطلاعات محرمانه و دقيقي را از پشت پرده اين ترور و دخالت موساد در اجراي آن، منتشر كرد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نيوز به نقل از العالم و پرس‌ تي‌وي؛ «يديعوت آحارونوت» در اين گزارش كه در شماره ديروز جمعه اين روزنامه اسرائيلي منتشر شده، جزئيات بي‌سابقه‌اي را درباره عمليات ترور مغنيه بر اساس روايت يك افسر اطلاعاتي لبنان و همچنين يك مامور اطلاعاتي سازمان سيا منتشر كرده است.

بر اساس گزارش روزنامه صهيونيستي يديعوت آحارونوت؛ «طرح ترور مغنيه با دستگيري يكي از مسئولان تشكيلات امنيتي حزب‌الله در عراق به نام علي موسي دقدوق در نزديكي يكي از مراكز شيعه در كربلا در ژانويه سال گذشته آغاز شد. دقدوق كه در سال 2005 از سوي عماد مغنيه براي آموزش نيروهاي مقتدي صدر به عراق رفته بود، به دليل داشتن مدارك جعلي توسط نيروهاي امنيتي عراق به شكل تصادفي بازداشت مي‌شود».

اين گزارش در ادامه آورده است: بعد از يك بازجويي كوتاه، دقدوق به ماموران سازمان اطلاعات آمريكا تحويل داده شد. بازجويان سازمان سيا قدر «گنجي را كه در دستشان افتاده بود» به خوبي دانستند زيرا دقدوق يكي از نزديكترين افراد به مغنيه به شمار مي‌رفت. دقدوق نهايتاً پس از سه هفته بازجويي، شماره تلفن‌هاي مغنيه و همچنين شماره تلفن‌هاي افراد نزديك به وي را در اختيار ماموران آمريكايي قرار داد. 

يديعوت آحارونوت در ادامه به نقل از افسر سابق سازمان اطلاعات لبنان كه يك‌سال پيش مامور تحقيق درباره ترور مغنيه شده، مي‌نويسد: آمريكايي‌ها اطلاعاتي را كه از دقدوق بدست آورده بودند در اختيار سازمان موساد گذاشتند چرا كه منافع مشترك وجود داشت. آمريكايي‌ها خواستار از بين بردن مغنيه بودند و اسرائيلي‌ها نيز به ويژه در قبال دست داشتن او در اسير كردن دو نظامي اسرائيلي در ژوئيه سال 2006، منتظر تسويه حساب با او بودند. 

اين گزارش در بخشي ديگر تاكيد كرده است: امكان ترور مغنيه به علت ارتكاب يك اشتباه به وجود آمد. آن اشتباه اين بود كه شماري از افراد مي‌دانستند عماد مغنيه در مراسمي به مناسبت بيست و نهمين سالگرد انقلاب اسلامي در دوازدهم فوريه سال گذشته در سفارت ايران در سوريه حضور خواهد يافت و با سفير ايران در دمشق ديدار خواهد كرد. طراحان ترور از يك شب قبل مغنيه را تعقيب كردند و از تصويري كه دقدوق از مغنيه ترسيم كرده بود استفاده كردند. تمام تلفن‌هاي وي توسط سازمان موساد شنود شد و مشخص گشت كه مغنيه از همراهان و راننده خود خواسته است در اطراف خانه‌اي كه در آن بود حاضر نشوند. مغنيه همچنين به تنهايي در خودروي پاجروي خود رانندگي كرد.

روزنامه يديعوت آحارونوت درباره عمليات ترور عماد مغنيه و چگونگي ورود عوامل ترور به دمشق نوشته است: دلايل و مداركي در اختيار داريم كه نشان مي‌دهد ماموران اسرائيلي از كردستان عراق با 3 خودرو به سوريه نفوذ كردند و در خودروي اول ماموران و هسته پشتيبان و در خودروي دوم مسئولان بمب گذاري نشستند و هدف از خودروي سوم فرار در صورت ايجاد مشكل بود. 

بنا بر اين گزارش؛ تمام عوامل ترور مغنيه يعني نه تنها ماموران مسئول بمب گذاري بلكه راننده‌هايي كه سبيل داشتند و به زبان عربي صحبت مي كردند، نيز اسرائيلي بوده‌اند. 

اين گزارش مي‌افزايد: ماموران به محل خودروي پاجرو رسيدند، درب خودرو را باز كرده، تكيه گاه بالاي صندلي راننده را از جا درآوردند و تكيه گاهي مشابه آن را كه بمب گذاري شده بود به جاي آن قرار دادند. پس از آن از مسير ديگري كه قبلا مشخص شده بود محل را ترك كردند. 

يديعوت آحارونوت تاكيد كرده است: پس از سوار شدن عماد مغنيه به خودرو در منطقه كفرسوسه در ساعت 22 و 35 دقيقه به وقت محلي، فردي در نزديك خودرو بود كه دكمه دستگاه كنترل از راه دور را فشار داد و خودرو را منفجر كرد. وي پس از انفجار با استفاده از شلوغي مكان از محل حادثه گريخت.
 
در بخش ديگري از اين گزارش؛ افسر سازمان اطلاعاتي لبنان درباره راننده عماد مغنيه كه در برخي گزارش‌هاي رسانه‌اي به عنوان عامل اصلي ترور معرفي شده بود نيز گفته است: ما ماه‌ها بود كه مطمئن بوديم راننده مغنيه در عمليات ترور دخالت داشته و گمان كرديم كه موساد در خريد او موفق شده است. افرادي را هم نزد اعضاي خانواده او در يكي از روستاهاي جنوب لبنان فرستاديم كه مشخص شد تمام اعضاي خانواده او مخفي گشته و محل سكونت آنها منتقل شده است. 



داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۹:۳۹ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب



همشهري آنلاين: روش غيرمنطقي معاون مدرسه براي تنبيه دانش آموز 6 ساله، عاقبت بدي را براي او رقم زده است. معاون اين مدرسه از اين دانش آموز خواسته است  بدون دستكش سرويس بهداشتي مدرسه را نظافت كند.

اين پسربچه در حالي كه به شدت گريه مي‌كرد به ناچار خواسته معاون مدرسه را انجام داد اما هنگامي كه به خانه رسيد ماجرا را براي والدينش شرح داد و آنها هم مستقيما به دادگاه رفتند.

به گفته والدين اين دانش آموز، تنها جرم او كثيف كردن سرويس بهداشتي بوده و اين در حالي است كه مقامات مدرسه از چنين روشي براي ادب كردن دانش آموزشان استفاده كرده‌اند.

پدر و مادر اين پسربچه در دادگاه اعلام كردند كه اين روش تنبيهي روي روحيه فرزندشان تاثير مخربي داشته و معاون خاطي بايد چندين هزار دلار غرامت به آنها بدهد.

از سوي ديگر، اين امكان وجود دارد كه در صورت اثبات جرم، معاون مدرسه براي هميشه موقعيت شغلي خود را از دست بدهد.

 

داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۳:۱۵ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب


جام جم آنلاين: 97 سال پيش اوا براون در روز 6 فوريه سال 1912 در شهر مونيخ متولد شد. او فقط مدت 24 ساعت همسر رسمي آدولف هيتلر، رهبر آلمان نازي بود.

اوا دختر فريدريش براون آمزگار مدرسه و فراتسيسكا كرونبورگر از خانواده هاي محترم ايالت باواريا بود.

اوا براون منشي عكاسخانه اي در مونيخ بود كه آدولف هيتلر از دير زمان مشتري آن بود و در آنجا باهم آشنا شده بودند . او بعدها كار چاپ  عكس‌ها را در اين عكسخانه به عهده گرفت و چون روي عكس هاي هيتلر بيش از اندازه دقت مي‌كرد مورد توجه او قرار گرفت.

در سال 1932 هيتلر هنگامي كه اوا براون فقط 20 ساله داشت از او خواست كه به عنوان همسر غير رسمي اش باهم زندگي كنند. اين در حالي بود كه هيتلر در آن زمان 43 سال داشت.

اوا  با وجود مخالفت پدرش پيشنهاد آدولف هيتلركه رهبر حزب ناسيونال سوسياليست آلمان ( نازي ) بود و هنوز به مقام صدراعظمي آلمان نرسيده بود را پذيرفت و از آن پس تا آخرين لحظه عمر در كنار او زندگي كرد.

هيتلر پس از به قدرت رسيدن هرگز اوا براون رادر امور دولتي و سياست دخالت نمي داد و به ندرت در مراسم او را به همراه خود مي‌برد و عملا اوا در سايه هيتلر زندگي مي كرد.

علاقه هيتلر به اوا براون وقتي بيشتر شد كه هيتلر از يك توطئه سوء‌قصد جان سالم به در برد. پس از نجات هيتلر از اين حادثه ، اوا در نامه اي كه به او نوشت بر وفاداري هميشگي اش نسبت به او تاكيد كرد.

در هنگامي كه سقوط برلين نزديك شده بود، هيتلر مايل نبود اوا براون را به همراه خود به پناهگاه زير زميني ببرد، اما اوا اصرار كرد كه مي خواهد در كنار او بميرد.

اوا 13 سال همسر غير رسمي هيتلر بود .هيتلر  در روز 29 آوريل سال 1945 در مراسمي ساده كه در پناهگاه زير زميني و با حضور تعداد اندكي از جمله جوزف گوبلز ، وزير تبليغات آلمان نازي و همسرش برگزارشد‌ ، به طور رسمي با اوا براون ازدواج كرد و روز بعد هر دو خودكشي كردند و اجساد آنان را در كنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروي نيفتند. با وجود اين ، سربازان شوروي بقاياي اجساد نيمه سوخته آنها را به دست آوردند.

در روز 30 آوريل سال 1945 كه پناهگاه هيتلر در شهر برلين از نزديك زير آتش ارتش سرخ بود، هيتلر پيش از آن كه با شليك گلوله خودكشي كند ابتدا به  اوا دارويي زهر آلود داد و وصيت كرد كه پس از مردن اجساد آنها را با بنزين آتش بزنند. اوا هنگام مرگ فقط 33 سال داشت.

به اين ترتيب اوا براون كه فقط مدت 24 ساعت همسر رسمي آدولف هيتلر ، رهبر آلمان نازي بود ،در روز 6 فوريه سال 1912 در شهر مونيخ متولد شد.

نام اوا براون زني كه تنها 24  ساعت همسر قانوني آدولف هيتلر بود در كنار نام او در تاريخ ثبت شد.



داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۳۵:۰۵ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

ونداليسم و هيپ هاپ
عصيان ‌انسان‌ حيران
پايگاه خبـري انصارنيوز




 هر چه فرد نسبت به اعتقادات و باورهاي ديني خويش نگرش منفي داشته باشد و به اداي فرضيات ديني خود نپردازد گرايشش به غير خودي بالاتر است و هر چه فرد تجمل گرايي را در زندگي در اولويت قرار دهد گرايشش به مدل و الگوهاي غربي بالاتر است و از مدهاي بيگانه پيروي مي‌كند.

رپ پديده كوچكي است كه با تكثير سلولي و عدم آگاهي عمومي در اين باب به بسياري از نقاط كشور سرايت كرده و در برگيرنده نكات و آموزه‌هاي انحرافي فراواني است.

كميل قيدر لو كارشناس مسايل اجتماعي در گفتگو با شبكه ايران گفت:هيپ هاپ يك خرده فرهنگ مي باشد كه در مورد منشا آن اختلاف نظر وجود دارد بدين معني كه آيا خواستگاه آن محله هارلم بوده يا جاي ديگري بروز و ظهور پيدا كرده آيا علت شكل گيري آن منشا اعتراضي بوده يا مشي خرابكاري داشته اند

وي افزود:خواستگاه هيپ هاپ موسيقي سياه ميباشد ،موسيقي سياه پوست ها و طبقه فرو دست جامعه آمريكا طبقه اي كه تمام تفريح آنها مواد مخدر ،سكس ابتذال ،ترويج الفاظ ركيك و خشونت مي باشد كه از اين گروهها در جامعه به عنوان دزد و سارقان حرفه اي ياد ميشود.

قيدرلو گفت: اين گروه حداقل در موجهاي اوليه كاملا سياه بودند سياه و با گويش slang اما در يك دوره اي مشاهده مي شود كه"eminem" خواننده مشهور اين گروه مي آيد و غلبه مطلق سياه پوستها را مي شكند وبسيار هم مشهور مي شود به اين دليل كه هم سفيد بوده و هم انگليسي

وي در تعريف اين گروه و ارتباط آن با ونداليسم گفت:اين دو مقوله در اصل از هم جدا هستند چرا كه هيپ هاپ نوعي موسيقي است از نوع بالفعل و عملي و داراي جذابيتهاي ريتميك به طوري كه رقص يكي از ابزارهي حياتي و جدا نشدني اين گروه است، اما وندالسيم نوعي "خشونت محوري" است با تعاريف خود اما به علت آنكه خواستگاه هيپ هاپ ها يك عده جوان بيكار ولگرد بوده كه سرگرمي و تفريحشان سكس ،مواد مخدر، خرابكاري، تجاوز، كارهاي ضد اخلاقي و... است كه موجب شده خروجي هاي ونداليستي هم داشته باشد.

 

 در اين جا به ريشه‌هاي فرهنگ رپ و هيپ‌هاپ مي‌پردازيم:

1- چيستي فرهنگ هيپ‌هاپ: هيپ‌هاپ و رپ امروزي آميخته‌اي از 4 اقدام سطحي و قشري يعني «رپ خواني»، «رپ‌نگاري»، «آهنگ سازي الكترونيكي» و «رقصندگي» است كه رپي‌ها آنها را به ترتيب رپ‌كردن، گرافيكي، آهنگ سازي و رقص خياباني مي‌نامند.

2- هيپ‌هاپ و شيوع ونداليسم: در اغلب تعاريف ارايه شده در باب مفهوم ونداليسم در مباحث انحرافات و آسيب‌هاي اجتماعي، محققين و صاحب‌نظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخريب و خرابكاري اموال، تاسيسات و متعلقات عمومي نام برده‌اند. ونداليسم از بلاهاي جوامع امروزي است كه در گذشته ديده نشده است. «وندال‌هاي كهن» در هجوم خود چيزي را ويران مي‌كردند كه خود نساخته بودند اما «وندال‌هاي مدرن» چيزي را نابود مي‌سازند كه از آن جامعه خودشان است.

جرم‌شناسان و محققين صاحب نظر در علوم اجتماعي و روان‌شناسي اجتماعي جرائم ذيل را ناشي و مرتبط از آموزه‌هاي وندال‌ها بر شمرده‌اند:

1-2 جرائم فردي: الف- ايجاد ضرب و جرح ب- قتل ج- تجاوز جنسي همراه با زور و اجبار د- خود فروشي ه- اعتياد و- شرارت و اوباشگري ز- آزار و اذيت كودكان ح- همجنس بازي ط- خشونت عليه زنان و همسر آزاري

2-2 جرائم اجتماعي: الف- سرقت ب- جرائم مالي (جعل چك و امضا- اختلاس- رشوه خواري و ...) ج- ونداليسم ( خرابكاري و تخريب اموال عمومي)

3-2 جرائم سياسي: الف- تظاهرات غير قانوني ب- خيانت به كشور ج- فعاليتهاي تروريستي د- فرار از خدمت سربازي ه- كودتا و- شهادت دروغ ز- تقلب در انتخابات ح- شكنجه ط- نشر اكاذيب و شايعه سازي

 

ديوار نويسي

به مثابه عمل گرافيتي از لغت ايتاليايي «گرافيو» به معناي اثر گذاري سريع و يا خط خطي كردن مشتق شده است. گرافيتي به دو نوع نوشتن بر روي ديوار و نقاشي كردن بر ديوار به انجام مي‌رسد كه در تمام كشورها به صورت عملي غير قانوني و نامتعارف است. گرافيتي انواع گوناگوني دارد كه عبارتند از : تروآپ - تگ – بلاك بوستر – اثر – پنل – شابلون – بر چسب – تصاوير در هم كاركرد‌هاي اجرايي اين طرحها را مي توان اينگونه بيان كرد: 1- مردم آزاري 2- ارضاي حس هنرمند كف خيابون بودن 3- اعتراض

 

علل شيوع در ايران:

1- موسيقي زير زميني آسيب‌ها و حتي تهديداتي كه از ناحيه انتشار اين نوع موسيقي بر كشور و بدنه اجتماعي آن وارد مي شود غير قابل انكار است. موسيقي رپ به گونه‌اي است كه فرد با شنيدن آن بار سنگيني از ابتذال را بر پيكره روحي و رواني خود ايجاد مي كند. يكي از ره‌آورد هاي شوم و مخرب اين موسيقي براي كشورها شيوه حواشي فرهنگ هيپ‌هاپ نظير آهنگ‌سازي، رقاصي و بالاخره ديوارنگاري بوده است. با اين حال زماني كه بعضي از خوانندگان ايراني بر دستگاه رپ خواندند بايد اين هشدار جدي براي مسئولان مطرح مي‌شد كه هر كالاي توليدي در حوزه فرهنگ قابليت لازم را براي انتشار از رسانه ملي ندارد ، اما با كمال تاسف اين مهم صورت نپذيرفت.

2- روند رو به رشد بي هويتي نتيجه تحقيقات به عمل آمده نشان مي دهد، معضل بي هويتي در بين جوانان تمامي كشور ها جهان بر اثر سياست هاي استكباري فرهنگي همچون جهاني سازي فرهنگ و ... رشد صعودي يافته و در اين ميان جوانان كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نيستند.

3- علاقه ملي به هنر ايران از جمله كشورهايي است كه از زمينه‌هاي فراوان مشوق هنري برخوردار هستند. طبيعي است در اين ميان امري كه به عنوان «هنر شهري» مورد تبليغ قرار مي‌گيرد نيز مورد استقبال برخي از گروه‌هاي اجتماعي كه در حداقل آگاهي قرار دارند، واقع شود.

4- سادگي سهولت در امر ترسيم تصاوير مرسوم به گرافيتي از ديگر عوامل جدي است كه كمك شايان توجهي به فراگيري اين وجه از ونداليسم اجتماعي داشته است.

5- تبليغات جهاني رشد و توسعه مجراهاي ارتباط جمعي زمينه تاثيرپذيري‌هاي فراواني را در عرصه فرهنگ و هنر در بسياري از موارد فراهم‌آورده است. در خصوص گرافيتي نيز داير كردن گالري‌هاي بزرگ، نمايشگاه‌هاي بين‌المللي با تبليغات گسترده تلويزيوني از جمله عواملي است كه بر وارد‌شدن اين اقدام شبه‌هنري به ايران اثر قابل توجهي گذارده است.

6- فعاليت گروه‌هاي سازماني تشكيل وبلاگ «هنر زيرزميني» و اذعان نويسندگان آن به تلاش در راستاي فراگيري هنر زير زميني و اعتراض آميز در كنار پوشش خبري راديو زمانه، بي‌بي‌سي فارسي و ... از اين وبلاگ و همچنين سايت استوديو از سوي ديگر نقطه عطفي در شكل‌گيري اين گروه‌ها به شمار مي‌آيد.

كاوه‌ احمدي‌ علي‌آبادي كارشناس پژوهشگر جامعه شناسي گفت:عصيان ‌روزافزون ‌انسان‌، به ‌خصوص ‌نسل ‌جوان‌، نه ‌تنها نشان ‌دهنده ‌احساس ‌اجحاف ‌و درماندگي ‌توأم ‌با خشم‌، پرخاشگري ‌و آشوبگري ‌آنان ‌است‌، بلكه ‌معرف‌ تحميلات ‌اجتماعي ‌و تجويزهاي ‌نيروهاي ‌قاهر و سركوبگر بيروني ‌در جامعه‌اي‌ است ‌كه‌ به ‌جاي ‌در نظر گرفتن ‌نگرشها، باورها، رفتارها و الگوهاي ‌فرد، گروه‌، قشر يا نسلي ‌ديگر، تنها نگرشها و الگوهاي ‌خود را به ‌آنان ‌تجويز مي‌كند.

وي گفت:در حقيقت ‌ونداليسم ‌واكنشي ‌است ‌در مقابل ‌برخي‌ از صور فشارها، تحميلات‌، ناملايمات‌، حرمانها، اجحاف ‌و شكستها كه ‌مبين ‌تمايل ‌به ‌تخريب ‌آگاهانه‌، ارادي ‌و خودخواسته ‌اموال‌، تأسيسات ‌و متعلقات ‌عمومي ‌است. البته تحقيقات پژوهشگران نشان مي دهد ونداليسم داراي انواع بسياري است كه بسياري از آنها خارج از حوزه بحث ماست و ما برحسب چارچوب نظري بحث كه به كنشها و واكنشهاي نسلها عطف مي كند، گونه ونداليسم گروه هاي بزهكار و گونه جديد از ونداليسم را تحت عنوان "ونداليسم نسلي" براي اولين بار معرفي مي كنيم.

وي با بيان نقش حساس خانواده در مقوله ونداليس عنوان كرد:محققان ‌آسيبهاي ‌اجتماعي ‌دريافته‌اند كه ‌شرايط و محيط اجتماعي ‌افراد در شكل‌گيري ‌شخصيت ‌وندال ‌در آنها نقشي‌تعيين‌كننده ‌داشته‌اند كه ‌ريشه‌هاي ‌آن ‌را مي توان در محيط خانواده ‌يافت‌. در اين‌ خصوص ‌دو ديدگاه‌ متفاوت ‌و حتي ‌در برخي ‌موارد متضاد در مورد ونداليسم ‌ارائه ‌شده ‌است‌. ديدگاه‌ نخست ‌بر اين ‌باورست ‌كه ‌ونداليسم ‌معمولاً در خانه‌هايي ‌غيرمنضبط با والديني ‌سردرگم ‌و مردد و نامطمئن ‌از ارزشها و فلسفه ‌اجتماعي ‌خويش ‌پرورش ‌مي‌يابد و غالباً احساس ‌درماندگي ‌و احساس ‌اجحاف ‌خود را به ‌صورت ‌قهرآميز و پرخاشگرانه ‌در مقابل ‌نسل ‌بزرگتر، صاحبان ‌قدرت‌و همه ‌نهادها و سازمانهاي ‌تأسيس‌شده ‌در جامعه ‌نشان ‌مي‌دهند.

وي ادامه داد: ديدگاهي ‌ديگر ونداليسم ‌را نتيجه ‌مستقيم ‌بريدگي ‌و عدم ‌پيوندي ‌مي‌داند كه ‌بين ‌ارزشهاي ‌تحميل ‌شده ‌از سوي‌ نهادهاي ‌پرورشي ‌با آنچه‌ به‌ منزله ‌شرايط و واقعيتهاي ‌حاكم ‌بر جامعه ‌مطرح ‌است‌، پديد مي‌آيد. آن ‌تجويزها از والدين ‌و مدرسه‌ گرفته ‌تا دولت ‌و رسانه‌ها را در برمي‌گيرند. با يك ‌بررسي ‌دقيق ‌و نگاهي ‌ژرفتر مي‌توان ‌دريافت ‌كه ‌دليل ‌چنين ‌تمايزي ‌در چيست‌. ديدگاه‌ نخست ‌ونداليسم ‌را به ‌جوانان‌ محدود مي‌كند و خانواده ‌آنان‌ را به‌ چشم ‌وندال ‌نمي‌بيند، از اين ‌روي ‌بي‌نظمي‌ها و سهل‌انگاري ‌والدين ‌را دليل ‌آن ‌مي‌بيند، در حالي ‌كه ‌در ديدگاه ‌دوم ‌والدين ‌خانواده ‌نيز مي‌توانند جزو اشخاص ‌وندال ‌باشند، بنابراين ‌هنجارگريزي ‌و بي‌نظمي ‌آنها همچون ‌فرزندانشان ‌معلول ‌تجويزات ‌و سختگيرهاي جامعه ‌است‌، نه ‌سهل‌انگاري‌ها و نظم‌گريزي‌ها. توجه ‌به ‌اين ‌نكته‌ بسيار ضروري‌ است‌، زيرا با معكوس ‌شدن ‌علت ‌واقعي ‌ونداليسم ‌از سختگيري ‌و تجويزات ‌به ‌سهل‌انگاري ‌و بي‌نظمي‌، پديده ونداليسم ‌نه ‌تنها برطرف ‌نمي‌شود، بلكه ‌گسترش ‌مي‌يابد.

احمدي افزود: ‌تنها مشاركت ‌است ‌كه ‌موجب ‌مي‌شود، در هر جامعه‌، نسل ‌جديد، بدون ‌آن ‌كه ‌به‌ يك ‌آرمان‌گرا، شكست ‌خورده ‌يا آشوبگر بدل ‌شود، از تجارب ‌و دستاوردهاي ‌نسل ‌گذشته ‌استفاده ‌كرده ‌و در عين ‌حال‌، چيزي ‌را نيز بر آن ‌افزوده‌ و زندگي ‌در دنياي ‌پيرامون ‌را براي ‌خود و ساير انسانها مطلوب‌تر سازد.

وي گفت: اكنون ‌در جامعه ‌ما، شكاف ‌و تمايز بين ‌ايده‌آلها و واقعيات ‌در نزد نسل ‌جديد، حقيقتي ‌انكارناپذير است‌، همان‌گونه ‌كه‌ در نسل ‌گذشته ‌حقيقت‌ داشته ‌است ‌و علل ‌بازآفريني ‌مداوم ‌آن چيزي ‌نيست‌، به‌جز اين ‌كه‌ در جامعه ‌ما الگوهاي ‌تربيتي ‌و جامعه‌پذيري ‌در تمامي ‌عرصه‌هاي ‌اجتماعي‌، اقتصادي‌، سياسي ‌و فرهنگي ‌نياز به ‌تجديدنظر جدي ‌و فوري ‌دارد، تا دستاوردهاي ‌چندين ‌و چند نسل ‌را، نه ‌به‌ گونه‌اي ‌تجويزي ‌و بي‌چون ‌و چرا، بلكه ‌با مشاركت ‌به ‌نسل ‌بعد انتقال ‌دهد و به ‌نسل ‌جديد اجازه ‌دهد تا خود تجربه‌، تعامل ‌و لمس ‌كرده ‌و آن ‌گاه ‌بينديشد، برگزيند و پي ‌ببرد.

داستان

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۱۸ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۰۵:۴۳ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ]

تمام حقوق متعلق به نگین بلاگ ميباشد