بايد توجه داشت كه با رشد چشمگير فناوري و نفوذ آن در بخش هاي مختلف زندگي ماشين هاي بزرگ ديگر جايي نخواهند داشت و سيستم هاي امنيتي ديجيتالي و سلاح هاي تكنولوژيك مي توانند جايگزين مناسبي براي روش هاي سنتي نظامي باشند. با انجام اين قرارداد جديد از اين پس كشتي هاي جنگي مي توانند امكانات نظامي بيشتري را در خود جاي دهند و كارايي بيشتري داشته باشند. دولت هاي فرانسه و بريتانيا براي رشد هرچه بيشتر فناوري در سلاح هاي نظامي مركز جديدي را با نام «سازمان فناوري هاي الكترونيكي» راه اندازي كرده اند. اين مركز به گونه اي طراحي شده كه مي تواند پيش از توليد هر فناوري آن را به كمك كامپيوترهاي بزرگ و پيشرفته شبيه سازي كرده و توانايي هاي آن را در زمينه هاي مختلف بسنجد. اما نكته جالب توجه در اين زمينه آن است كه توسعه فناوري هاي پيشرفته براي پيشبرد اهداف نظامي تنها مربوط به كشورهاي اروپايي و توسعه يافته نمي شود و كشورهاي آسيايي نيز از هم اكنون اقدامات وسيعي را در اين زمينه انجام داده اند. از جمله كشورهاي موفق در اين زمينه كه طي سال هاي اخير موفقيت هاي بيشماري را كسب كرد، چين بوده است. كشور چين كه امروزه خود را به يكي از بزرگ ترين مراكز اقتصادي جهان تبديل كرده چندي پيش نخستين روبوت هوشمند خود را براي حضور در عمليات هاي جنگي و نظامي به اتمام رساند. اين روبوت جديد كه 1.Vanguard No نام گرفته بيشتر براي شناسايي مواضع دشمن مورد استفاده قرار مي گيرد و مي تواند پس از قرار گرفتن در موقعيت دقيق خود، بمب هاي كارگذاشته شده را خنثي كند و با حملات پياپي دشمن را از پاي دربياورد. نخستين روبوت نظامي چين
توسط گروهي از محققان اين كشور در شهر زيگانگ در استان سيچوان اين كشور
ساخته شد. با وجود موفقيت آزمايش هاي مختلف روي اين روبوت، برخي كارشناسان
حضور اين ابزار را در حملات نظامي چين غيرضروري مي دانند و معتقدند كه
روبوت ها نمي توانند جايگزين انسان ها شوند. براي اطمينان هرچه بيشتر در
مورد1.Vanguard No، دولت چين به صورت علني آزمايشات خود را روي اين روبوت
انجام داد. در اين آزمايش گروهي از نظاميان چيني به عنوان گروگان وارد
صحنه شدند و 1.Vanguard No مجبور بود در كوتاه ترين زمان ممكن دشمن فرضي
را از پاي در بياورد. Vanguard No.1 كه با سرعت دو متر بر ثانيه حركت مي كند، به هوش مصنوعي مجهز شده تا در مواقع لزوم به تنهايي تصميم گيري كند. علاوه بر اين فرماندهان نظامي به كمك دستگاه بي سيم خود مي توانند كنترل اين روبوت را در اختيار بگيرند و با ارسال پيام هاي صوتي آن را هدايت كنند. روبوت هوشمند چيني ها قادر است پس از شناسايي بمب يا موقعيت دشمن، از آن تصويربرداري كند و از طريق فناوري بي سيم، در كوتاه ترين زمان ممكن تصاوير تهيه شده را به ماموران پليس انتقال دهد. دوربين نصب شده روي Vanguard No.1 به حسگرهايي مجهز شده است كه مي تواند حجم و وزن بمب ها را به طور دقيق شناسايي كند و اين اطلاعات را در اختيار مسوولان خود بگذارد تا آنها بتوانند بهترين تصميم ممكن را در مواقع حساس اتخاذ كنند. ليو فوجون مدير يكي از شركت هاي علمي موجود در شهر زيگانگ كه در ساخت اين روبوت نقش داشته مي گويد: «1.Vanguard No در پي همكاري هاي 10 عضو برتر ارتش چين تكميل شده است. كارشناسان ما براي ساخت اين روبوت شش ماه به صورت شبانه روزي فعاليت كرده اند. اين روبوت به كمك چرخ هاي مخصوص حركت مي كند و مي تواند پس از عبور از سطوح شيب دار و منحني، از بين انبوه مردم خود را به مقصد نهايي برساند. اين روبوت مي تواند در فضايي به وسعت 5/1 متر به طور كامل بچرخد و مسير حركت خود را تغيير دهد.» اين طور كه كارشناسان چيني اعلام كرده اند،1.Vanguard No قادر است سرعت خود را به 120 متر در دقيقه برساند. اين روبوت به يك دوربين ثابت براي تصويربرداري از كل مسير و يك دوربين نگهبان براي زيرنظر گرفتن اطراف مجهز شده است. هر دو اين دوربين ها تصاوير رنگي و باكيفيت خود را به صورت مستقيم در اختيار مركز فرماندهي مي گذارند تا ماموران نظامي بتوانند با استفاده از آنها با دشمن مقابله كنند. علاوه بر موارد ياد شده، روبوت جديد ارتش چين بيش از 20 سيستم اندازه گيري مختلف را در خود جاي داده است كه از جمله آنها مي توان به سيستم تشخيص صوت و رنگ، سيستم مسيرياب GPS، سيستم شناسايي فركانس هاي ارسال شده و فناوري مادون قرمز براي شناسايي مواضع مختلف هنگام شب اشاره كرد. از ماه فوريه سال جاري مقامات بلندپايه ارتش چين تصميم خود را براي استفاده از اين روبوت در عمليات هاي نظامي نهايي مي كنند و هم اكنون با سرمايه گذاري هاي فراوان خواستار آن شده اند كه نسخه هاي ديگري از اين روبوت هر چه سريع تر در اختيار نيروهاي نظامي اين كشور قرار گيرد. مقامات ارشد ارتش چين بر اين باورند كه 1.Vanguard No مي تواند در مناطق مين گذاري شده، عمليات هاي خطرناك نظامي، عمليات هاي خنثي كردن بمب، شناسايي مواضع دشمن و... به طور كامل جايگزين انسان ها شود و نياز اين كشور را براي استفاده از نيروهاي انساني مرتفع سازد. اين دستگاه هوشمند مي تواند رنگ اشياي پيرامون خود را شناسايي كند و صحبت هاي رد و بدل شده بين افراد را متوجه شود. دولت چين اعلام كرده است در اين روبوت توانايي تشخيص فاصله ميان اجسام مختلف نيز وجود دارد و به راحتي مي تواند اشياي مفيد را از اشياي مضر شناسايي كند. اگر يك اسلحه گرم در اختيار 1.Vanguard No قرار داده شود، اين روبوت مانند افسر نظامي به جنگ دشمن مي رود و گلوله هاي خود را دقيقاً به هدف مي زند. ووآن مشاور سياسي ارتش چين درباره اين روبوت جديد توضيح داد: «اين روبوت در مراحل بعدي پيشرفت هاي بيشتري خواهد داشت و به جاي استفاده از چرخ به پاهاي الكترونيكي مجهز خواهد شد. با اين تحول 1.Vanguard Noمي تواند از ديوار بالا رود، از گودال ها بيرون بيايد و از راه دور مناطق را زير نظر بگيرد.» در مركز فرماندهي سه كامپيوتر پيشرفته به صورت مستمر فعاليت هاي اين روبوت را زير نظر مي گيرند. ارتش چين در اين باره اعلام كره است: «هر وقت كه اين روبوت به حركت درمي آيد كامپيوترهاي ما به صورت خودكار تمام اطلاعات مربوط به فعاليت هاي آن را در خود ذخيره مي كنند و موقعيت روبوت را در اختيار ماموران قرار مي دهند.» اگر1.Vanguard No در اطراف خود يك بمب را شناسايي كند، در كوتاه ترين زمان ممكن افسران پليس را در جريان مي گذارد تا آنها به مردم منطقه اطلاع دهند كه آن مكان را ترك كنند. در اين شرايط ربوت به بمب نزديك مي شود و با شناسايي مدارهاي الكترونيكي كه در آن به كار برده شده، بمب را خنثي مي كند. منبع:www.informationweek.com |
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۸ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۵:۵۰:۴۲
| آرشيو نظرات (0)
در
روز ولنتاين كه برخي عشاق در غرب ( و احتمالا ديگر شايد در شرق هم ..) به
دنبال پيدا كردن يك رستوران رمانتيك هستند و يا در گل فروشي ها به دنبال
دسته گلي كه نشان دهنده عشقشان به معشوق، شايد كمتر كسي به اين فكر كند كه
اين روز از كجا آمده است و "خرس هاي پشمالوي" ولنتاين با روبان هاي
قرمزشان بر چه مبنايي هديه داده مي شوند.
روز جشن ولنتاين به نام قديس ولنتاين، اسقفي در قرن سوم ميلادي نام گذاري شده است. مردي از سلك روحانيون الهي مسيحي كه در قرن سوم ميلادي به خاطر آن كه اسم مسيح و اعتقادات خود را نفي نكند، در ملا عام در شهر رم به روي زمين كشانده شد و روميان با چوب و چماق او را كتك زده و نهايتاً سر خود را از دست داد.
به همين مناسبت روز قتل قديس ولنتاين در14فوريه توسط كليساي كاتوليك به نام او نام گذاري شده است. اين روز تا قرن چهاردهم ميلادي هيچ ارتباطي با رومانس و عشق نداشت. در قرن 14 جفري شاسر شاعر و فيلسوف انگليسي قديس ولنتاين را با عشق پيوند زد. مي گويند مبناي چنين پيوندي داستاني است كه مي گويد در زمان قديس ولنتاين، روميان به خاطر سربازگيري و جنگ اجازه ي ازدواج به جوانان را نمي دادند، ولي قديس ولنتاين جوانان مسيحي را به وصال مي رساند.
آقاي پروفوسرجوزف فيلرو از "دانشگاه مسيحي قديس جوزف" در آمريكا معتقد است كه چنين روزي هيچ ارتباطي به مفهوم امروزين اين روز ندارد و تبديل به محركي شده است براي مصرف- همانند روز كريسمس.
پروفوسر فيلرو معتقد است كه دنيوي و عرفي شدن چنين روزي "ارزان" نشان دادن آن است و ميراث و دليل اصلي نام گذاري چنين روزي كه، مجاهدت و پايداري مردي الهي چون ولنتاينِ قديس است را به محاق و فراموشي برده است. ولنتاين بيشتر فرصتي شده است براي شركت هايي چون شركت "كارت هالمارك"-- كه از بانيان گسترش چنين روزي بوده--و نيزديگر شركت هاي توليدي.
او مي گويد: "روز روحاني و مذهبي اي براي ياد يك اسقف الهي و دلاور به روزي براي عشاق و بعدا در دوره ي سكولار به فرصتي براي خوردن شام و خريد گوشواره ي الماس تبديل شد."
البته روز ولنتاين به معناي جديد آن فقط روز وصل نيست، بلكه گاهي روز "فراق" نيز مي شود. در جامعه اي كه ولنتاين تبديل به آداب و رسوم مي شود، و خريد و خرج كردن هسته ي اصلي چنين مراسمي، گاهي نخريدن هديه و يا نرفتن به شامي لوكس موجب جدايي معشوق ازعاشق مي شود و اين پديده اي است كه اخيرا در آمريكا به وفور مشاهده شده است!
فرصت ابرازعشق البته امري است پسنديده و مبارك، به خصوص در جوامعي كه چنين پديده هايي علي الاغلب مذموم بوده و يا به دليل شرايط خاص تاريخي چون مصيبت هاي پي درپي يك ملت، به آن بي اعتنا بوده اند. با اين حال چه شايسته است كه به جاي محدود كردن آن به روزي خاص كه بيشتر هم تبديل به "كليشه اي براي خرج كردن" و چشم و هم چشمي شده است، آن را تبديل به فرآيندي دائمي كنيم. در تمامي سال عشق بورزيم و مراقب آن باشيم.
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۸ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۱۵:۰۷
| آرشيو نظرات (0)
| شيطان پرستي يكي از اعتقاداتي است كه برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند و دليل آن را پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش ميدانند... | ![]() |
امروزه، مكاتب نوپديد ديني قرار است انتقام خداوند را بگيرند. اگر دوران قرن بيستم، دوران زير راديكال بردن خدا و كشتن او بود، قرن بيست و يكم، قرن انتقام الهي است. اين انتقام الهي، در فضاي اديان كلاسيك وجود ندارد، خداوند در اين اديان رحمت خود را يكسره بر زندگي انسان گسترانيده و اين رحمت تداوم داشته و خواهد داشت. مكاتب نوپديد ديني از معنويت ميگويند، اما معنويت آنها، ملغمهايست از راست و دروغ ، بين علم فيزيك و متافيزيك است و سعي ميكند بين اين دو ارتباط برقرار كند. در اين بين معنويت نقش پل ارتباطي را ايفا ميكند.
شيطـانپرستـي به چه معنـاست؟
روزگار عجيبي است؛ هر گوشه، در هر خيابان يا بين دوستان را كه نگاه ميكني درباره اين كلمه ميشنوي؛ به خصوص در بين كساني كه ادعاي متالبازي و گوش دادن به موسيقي متال به خصوص سبك بلكمتال را يدك ميكشند. چيزي كه الان در جامعه مشاهده ميشود باب شدن شيطان پرستي و انداختن "پنتاگرام" در گردن است. بلكمتال Darkthrone ، مريلين مانسن ، نيروانا ، آنتون لاوي، كليساي شيطان ، satanic bible ، آدم خواري ، skull-n-bone .... احتمالا حداقل يكي از اين كلمات تاكنون شنيدهايد، آدمهاي عجيبي را هم ديدهايد كه خودشان را طرفدار اين نامها و گروهها ميدانند! موسيقيهاي آنها را گوش ميدهند، گاهگاه لباسهاي عجيب غريب ميپوشند، علامتهاي خاصي بين خودشان دارند و به قول خودشان "تيريپ خفن ميزنن!"
از اينها كه بگذريم حتما زياد
هم شنيدهايد كه در فلان كشور يك عدهشيطان پرست يك آدم را تكهتكه كردند
يا خوردند يا فلان جنايت را انجام دادند. لذا بر آن شديم تا در مورد
شيطانپرستي و شيطانپرستان تحقيقي اجمالي به عمل آوريم.
شيطانپرستي
به معني پرستش شيطان به عنوان قدرتي فوقالعاده قوي و بسيار قويتر و
موثرتر از نيروهاي خوب دنيوي همچون خدا است. در شيطانپرستي شيطان به
عنوان نماد قدرت و حاكميت بر روي زمين، قدرتي به عنوان برترين قدرت دو
جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايي را كه به عنوان دوزخ
برشمرده ميشود را قانونمند ميكند. در شيطانپرستي، غير از استفاده از
شيطان به عنوان قدرت تاريكي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روحهاي پليد
و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده ميشود؛ و در نهايت معناي
شيطانپرستي؛ پرستش قدرت پليدي است. تاريخچـه شيطـانپرستــي شايد عدهاي
شيطان پرستي را آئيني مدرن و در نهايت مربوط به قرن ۱۶ - ۱۵ ميلادي بدانند
اما واقعيت چيز ديگري است. شايد بتوان تاريخچه شيطانپرستي را به قرون
اوليه پيدايش آدمي نسبت داد. البته شواهد به دست آمده اين حرف را تصديق
ميكند كه شيطان پرستي در نواحي آمريكاي لاتين، آمريكاي جنوبي و آفريقاي
مركزي به قرنها قبل از ميلاد مسيح برميگردد و قبايلي كه آثاري از آنها
باقي مانده است اين احاديث را تصديق ميكنند.
راز پرستش شيطان چيست؟
قدرتي كه بشر امروز با
شيطانپرستي به دنبال آن است با اقتدار معنوي تفاوت دارد، قدرت
شيطانپرستي، قدرت زودگذري است كه در فضاهاي مختلف نميتواند خودش را در
بالاترين جايگاه قرار دهد اما اقتدار معنوي به واسطه پشتوانه و جايگاهي كه
نسبت به خداوند عالم و نسبت به وحي الهي دارد، هميشه در بالاترين موقعيت
ميايستد. انـواع شيطـانپرستــي از نظـر ايدئولـوژي شيطانپرستي جديد
آييني است داراي شباهتهايي به اومانيسم كه انسان را برترين موجود مي داند
و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند: آنتون لاوييكي از سردمداران اين
آيين ميگويد: " خداي باعظمت و با شكوهي وجود ندارد، و جهنمي كه در آن
گناهكاران كباب ميشوند هم نيست . اينجا و حالا روز شكنجه و سختي ماست !
حالا و اينجا روز خوشي ماست ! اينجا و حالا فرصت ماست ! اين روز، اين ساعت
را انتخاب كن كه زندگي رهاييبخشي نيست ! "
شيطانپرستي جديد به
خدايي اعتقاد ندارد و شيطان را تنها نوعي كهننماد (archetype ) ميداند و
انسانها را تنها در برابر خود مسئول ميداند و اعتقاد دارد كه انسان به
تنهايي مي تواند راه درست و غلط را تشخيص دهد به همين دليل هم اين اعتقاد
بيشتر به عنوان يك اعتقاد فلسفي شناخته مي شود . شيطان در اين اعتقاد نماد
نيروي تاريكي طبيعت ، طبيعت شهواني ، مرگ ، بهترين نشانه قدرت و ضدمذهب
بودن است.
اين اعتقاد داراي شاخههاي متعددي است اما ميتوان گفت جز يكي دو نوع آن همگي داراي اصول زير هستند:
Atheism: خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد.
Not dualistic: روح و جسم غيرقابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
Autodeists: خود پرستي ، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يك خداست.
Materialistic: اعتقاد به اصالت ماده.
- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست كه راه خدايي است .
- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبي كه اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.
- عدم پرستش شيطان زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.
- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشي ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را براي كارهاي روزانه آماده ميكنند و به هر شكلي انجام آنها لازم و ضروري است .
حجتالاسلام "ادبي" دانشجوي دوره دكتراي دين شناسي تطبيقي است، كه به صورت تخصصي مكاتب نوپديد ديني را مطالعه ميكند. او نويسنده چندين كتاب در زمينه عرفان و اديان است كه از آن جمله ميتوان به كتابهاي «آشنايي با دايرهالمعارفهاي اديان» و «اسلام، تعامل يا تقابل با جهاني شدن» اشاره كرد.
"ادبي" ميگويد: انسان، به فطرت خود وابسته است و در پي تمناي اين فطرت به معنويتهاي نوگرا گرايش مييابد. اين معنويتها به دنبال چه هستند؟ چه چيزي را ميپرستند و چه آيينهايي دارند؟ مباحثي چون دينهاي نوظهور، فرقههاي جديد و مكاتب نوپديد ديني، اولينبار در علوم اجتماعي پس از جنگ جهاني دوم مطرح شدند. اين اديان سعي ميكردند به برخي پرسشهاي غايي بشر و پرسشهاي وجودشناسي انسان پاسخ دهند.
"از كجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود، به كجا ميروم، آخر ننمايي وطنم" به پرسشهاي اين شعر در اديان الهي پاسخهاي روشني داده شده است، اما برخي از زمينهها باعث شد كه برخي از اديان كلاسيك به پسزمينه زندگي انسان مدرن رانده شوند و توانايي پاسخ دادن به سؤالات امروزي بشر را نداشته باشند. زمينه را براي مكاتب نوپديد ديني فراهم كرد تا به پرسشهاي غايي انسان پاسخ دهند. پرسشهايي كه ميكوشيد، خدا را در درون انسانها حاضر كند و در پاسخهاي خود تلاش ميكرد، فضاي زندگي بشر امروز را به نوعي آرامش زودگذر ارتباط دهد. مكاتب نوپديد ديني در پي پاسخهاي غايي انسان بوده و هستند، اما اين پاسخ با مسير اديان الهي و يا اديان كلاسيك يكي نبود ، بلكه راه متفاوتي را در پيش گرفتند. اديان كلاسيك به واسطه برخي مسائل نتوانستند خود را بهروز كنند و يا بهروز شدنشان با مسائل زندگي امروز هماهنگ نشد و انسان امروزي نتوانست، به سادگي از يهوديت، مسيحيت، بودايسم و.... برداشتهاي دوران مدرن خود را استيفاد كند، يك نقبي به عالم معنا زد، اما با روشي جديد كه در مكاتب نوپديد ديني وجود داشت. مكاتب نوپديد ديني پاسخ وجود شناسانه به پرسشهاي بشري ميدهد، اما به اين پرسشها در اديان كلاسيك پرداخته نشده است. هرچه پيش ميرويم،اديان نوظهور، حضورشان را در زندگي امروز، بيشتر تحميل ميكنند؛ اولاً به دليل اينكه شريعت خاصي ندارند، ثانياً بخش خاصي از جامعه را هدف قرار نميدهند و ادعاي جهاني دارند. ثالثاً آيينها و آموزههايشان بسيار ساده و با زبان امروزي و در دسترس است، رابعاً مدعياند، راهي كه پيامبران كلاسيك نتوانستند فراهم كنند، در دوران مدرن با پيامبران جديد پيشروي انسان قرار دارد. در دايرهالمعارف اديان جديد كه به تازگي در انگلستان منتشر شده، بيش از 2500 دين و مرام جديد كه هر كدام متدينين و مؤمنين خاص خود را دارند شناسايي شده است. برخي از اين اديان و مكاتب بسيار فعال هستند مانند، «كليساي شيطان»، «شاهدان يهووه»، «كليساي علمشناسي»، «فرزندان خداوند»، «اكنكار» (ديننور و صورت)، «مورمونها» و «جامعه بينالمللي وجدان كريشنا»، كه فضاي عيني و تبليغات رسمي را در سطح جهان دارند. برخي ديگر هم مانند، زيرمجموعه ذن و بوديسم، كه در ايران تحت عنوان اوشو تبليغ ميشوند وجود دارند. دستهدگيري از اين اديان هم بيشتر مجازياند و در اينترنت فعاليت ميكنند و در فضاهاي عيني حضور ندارند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا آماري در زمينه شيطانپرستي و جايگاه و تعداد آنان در كشور وجود دارد، گفت: آمارهاي رسمي و غيررسمي كه در اين زمينه در دسترس پژوهشگران وجود دارد، نمايانگر اين است كه در كشور، مجالس و مهمانيهايي به نام شيطان و شيطانپرستي برگزار ميشود. در اين مهمانيها بيشتر، موسيقيهاي راك، هوي متال و موسيقيهايي كه خشونت در آن مجازند به همراه رقصهاي آتش، استفاده از مشروبات الكلي، مواد مخدر صنعتي و روانگردان نمايان است. البته، آمارهاي دقيقي در برخي زمينهها وجود دارد. اما شيطانپرستي آنگونه در انگلستان، آمريكا و كشورهاي غربي وجود دارد به هيچوجه و با آن شدت و گستردگي در ايران وجود ندارد.
شيطانپرستي در ايران در سطح نمايش و نمادها جلوهگري ميكند. تعداد افرادي كه به معناي خاص شيطانپرست باشند بسيار ناچيز و انگشتشمار است. وي افزود: شاخههايي از شيطان پرستي و حتي برخي مكاتب نوپديد ديني با صهيونيسم در ارتباط هستند به لحاظ مالي از صهيونيستها كمك ميگيرند. البته نميتوان همه مكاتب نوپديد ديني را به صهيونيسم ارتباط داد. نگاهي كه همه چيز را در اين عرصه توطئهآميز ببيند پژوهشگرانه و علمي نيست. مداركي وجود دارد كه گواهي ميدهند صهيونيستها در كمك و مساعدت به شيطان پرستي و ديگر فرقههاي نوظهور، از هيچ كوششي دريغ نميكنند. عرفان يهودي كه تحت عنوان قباله يا اصطلاح انگليسي آن «كابالا» است، زمينههاي، مكاتب نوپديد ديني و از جمله شيطانپرستي را فراهم ميكند. عرفان عدد، عرفان نماد، عرفان قدرت پيدا كردن در هستي، عرفان تصرف در كائنات در معناي منفي خودش، از جمله مواردي است كه بشر گسسته از عالم معنا به دنبال آن است. بشر گسسته از خدا، به دنبال نوعي اقتدار مجازي است كه البته هيچگاه به آن دست نخواهد يافت، به دليل اينكه تنها وهم و سرابي از اين اقتدار را تجربه كرده است.
وي در مورد عناويني چون كليساي شيطان، انجيل سياه و... كه برگرفته از مسيحيت است، گفت: اناجيل اربعه، تنها دستاورد جدي و قابل پذيرش در عالم مسيحيت هستند. انجيل 70سال پس از مصلوب شدن عيسي، نوشته شده است. يك فاصله تاريخي بين عيسي (ص) و انجيل وجود دارد. در كنار انجيلهاي قانوني، شاهد انجيلهاي غيرقانوني و غير رسمي (اپوكريفا) هم هستيم. اين انجيلها كه تعداد فراواني هم دارند، در ميان «مورمونها»، «متديستها» و حتي در فضاهاي غير رسمي پروتستانها هم وجود دارد، ميتوان يك كتاب جديد به نام انجيل شيطان (bible of satan) هم وجود داشته باشد. حوزه اناجيل اين فرصت را فراهم ميكند تا هركسي بتواند به نام انجيل و عيسي سخني بگويد و از حقيقت ندايي در بياورد!
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۵:۵۶
| آرشيو نظرات (0)
به گزارش شيعه آنلاين به نقل از جوان آنلاين، حضرت
يحيي(عليه السلام) در سوره آل عمران به «حَصور» توصيف شده است. حَصور از
حصر به معني كسي است كه از جهتي در محاصره است و طبق روايات به معني
خوداري كننده از ازدواج است. حَصور كسي است كه غريزهها و هوسهاي دنيايي
را ترك گفته است(مرحله عالي زهد). حضرت يحيي، پسر خاله حضرت عيسي ميباشد
و كتاب تورات حضرت موسي(عليه السلام)، كتاب حضرت يحيي(عليه السلام)
ميباشد و پيروان حضرت يحيي، زرتشتيان يكتاپرست هستند. صفات و ويژگيهاي
مشترك حضرت يحيي(عليه السلام) و حضرت عيسي(عليه السلام) عبارت است از:
زهد فوقالعاده، ترك ازدواج، تولد اعجاز آميز، نسب بسيار نزديك.
خداوند در آيات 12و 13و 14و 15 سوره مريم در مورد حضرت يحيي(عليه السلام) ميفرمايد:
«يا يحيي خُذِ الكتابَ بقوّة؛ اي يحيي، كتاب [تورات] را با قوّت و قدرت بگير.»
«و آتيناه الحُكمَ صبيا؛ ما فرمان نبوّت و عقل و هوش و درايت را در كودكي به او داديم.»
حضرت يحيي و حضرت عيسي هر دو در كودكي به مقام نبوّت رسيدند و مفهوم اسم آنها به معني زنده ميباشد.
«و حناناً من لَدُنا و زكاة؛ با لطف خاص خود به او رحمت و مهرباني و پاكي و پارسايي داديم.»
«و كانَ تَقيا؛ او پرهيزگار بود.»
«وَ براً بوالديهِ؛ او را نسبت به پدر و مادرش خوشرفتار و نيكوكار و پر محبّت قرار داديم.»
«وَ لَمْ يكنْ جباراً عصياً؛ او مردي ستمگر و معصيتكار و آلوده به گناه نبود.»
به
خاطر اين صفات (رحمت و محبت نسبت به بندگان، پرهيزگار بودن، خوش رفتار و
نيكوكار بودن نسبت به پدر و مادر و …) است كه خداوند در مورد حضرت
يحيي(عليه السلام) ميفرمايد:
«سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم
يبعث حيا؛ سلام بر او در روزي كه به دنيا آمد، روزي كه ميميرد و روزي كه
زنده برانگيخته ميشود .»
سه روز مشكل و سرنوشتساز در زندگي انسان عبارت است از:
1. روزگار گام نهادن به اين دنيا، يوْمَ وُلِدَ .
2. روز مرگ و انتقال به جهان آخرت، يومَ يموت .
3. روز برانگيخته شدن در جهان ديگر، يوْمَ يبعثُ حي .
يكي ديگر از شباهتهاي حضرت يحيي و حضرت عيسي درود فرستادن خداوند به آنها در مراحل سهگانه زندگي است.
همچنان كه قرآن در مورد حضرت عيسي(عليه السلام) نيز، از زبان خود ايشان فرموده است:
«سلام علي يوم ولدت و يوم اموت و يوم بعث حي»
حضرت يحيي و حضرت عيسي هر دو در كودكي به مقام نبوّت رسيدند و مفهوم اسم آنها به معني زنده ميباشد.
امام حسين(عليه السلام) و حضرت عيسي(عليه السلام) نيز جهات مشتركي داشتهاند، امام سجاد(عليه السلام) ميفرمايد:
«ما
همراه امام حسين(عليه السلام) به سوي كربلا بيرون آمديم، امام، در هر
مكاني وارد ميشدند و يا از آن كوچ ميكردند، يادي از حضرت يحيي(عليه
السلام) و قتل او مينمودند و ميفرمودند: «در بيارزشي دنيا نزد خدا همين
بس كه سر يحيي بن زكريا را به عنوان هديه به سوي فرد بيعفتي از
بيعفتهاي بنياسرائيل بردند.»
شهادت امام حسين(عليه السلام) نيز از جهاتي همانند شهادت حضرت يحيي(عليه السلام) و مدت حمل هر دوي آنها نيز شش ماه بوده است.
شهادت امام حسين(عليه السلام) نيز از جهاتي همانند شهادت حضرت يحيي(عليه السلام) و مدت حمل هر دوي آنها نيز شش ماه بوده است.
داستان حضرت يحيي(عليه السلام)
حضرت
يحيي قرباني روابط نامشروع «هروديس»، پادشاه هوسباز فلسطين با يكي از
محارمش شد. وي دل خود را در گرو عشقي آتشين به «هيروديا» دختر زيباي
برادرش نهاد و تصميم به ازدواج با او گرفت. همين كه خبر آن به پيامبر بزرگ
خدا، حضرت يحيي(عليه السلام) رسيد، آشكارا اعلام كرد كه اين ازدواج،
نامشروع و مخالف دستور «تورات» است و من با چنين كاري مبارزه خواهم كرد.
سر و صداي سخنان حضرت يحيي در تمام شهر پيچيد و به گوش «هيروديا» رسيد. او
كه پيامبر خدا را مانعي در مقابل آرزوهاي پليد خود ميديد، تصميم گرفت،
ايشان را از سر راه خود بردارد. بنابراين، زيبايي خودش را دامي براي او
قرار داد و در «هيروديس» نفوذ كرد.
روزي هيروديس به او گفت: «هر
آرزويي داري، از من بخواه كه آرزويت حتماً برآورده خواهد شد.» هيروديا
گفت: «من سر يحيي را ميخواهم، چرا كه او نام ما را بر سر زبانها انداخته
و همه مردم را به عيبجويي ما نشانده است، اگر ميخواهي دل من آرام شود،
بايد او را بكشي!» هيروديس هم، بيدرنگ يحيي(عليه السلام) را كُشت و سر آن
حضرت را در مقابل هيرودياي بدكار قرار داد.
ماخذ:
- قرآن
- تفسير نمونه، ج2و13 .
منبع:
مجله بشارت، ش 63، زهرا سادات جلالي نوش آبادي
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۲:۱۶
| آرشيو نظرات (0)
| هيئت علماي مسلمانان سودان: جوانان را به تحريم "ولنتاين" دعوت ميكنيم | ![]() |
به گزارش شيعه آنلاين، اين علماي چهرههاي سرشناس ديني سودان عمل به اين روز و مبارك دانستن آن و جشن گرفتن آن را بخشي از فرهنگ غرب اعلام كردند كه موجب جوانان را به سوي گمراهي هدايت ميكند.
در همين راستا شيخ "حسن حامد" از چهرههاي ديني سرشناس سودان ضمن صدور بيانيهاي مشابه گفت: جوانان مسلمان را به عدم تقليد از مسيحيان دعوت ميكنم. بهتر است پولي كه در روز "ولنتاين" خرج مي شود را در راه تشويق جوانان به ازدواج هزينه كنيم.
گفتني است طي چند سال اخير بسياري از جوانان كشورهاي عربي و اسلامي با پيروي از جوانان كشورهاي غربي، روز "ولنتاين" را با معشوق خود ميگذرانند و آن را جشن ميگيرند زيرا آن را عامل افزايش عشق و علاقه ميدانند.
شايان ذكر است علماي ديني جايگاه بسيار خوبي نزد شهروندان سوداني دارند و از احترام خاصي نزد آنان برخوردار هستند از همين رو پيشبيني ميشود چنين اظهاراتي حداقل توسط بخش زيادي از جوانان اجرا شود.
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۸:۱۸
| آرشيو نظرات (0)
گروه تحليلي ثانيهنيوز- -
بسياري براي شكست دادن احمدي نژاد منتظر يك فاجعه مديريتي يا سياسي هستند.
چيزي مثل يك بحران اقتصادي فراگير كه طاقت مردم را به سر آورد، يا يك
اجماع همگاني ميان نخبگان بر عدم كفايت سياسي دولت نهم.(كما اينكه در هر
دو مورد فوق حرف و حديث ها بسيار بوده است.)
ولي فاجعه رخ داده
است. فاجعه پيش از احمدي نژاد رخ داده است. درست برخلاف تاكيدات رهبر
انقلاب كه برجستگي ماجراي سوم تير را در احياي گفتمان امام و انقلاب
اسلامي و اعاده ي عزت ملي مي داند، گويا دولتمردان تمام هم و توجه خود ر ا
معطوف معيشت مردم كرده اند. تصور من اين است كه خوانندگان آنقدر فهميده
هستند كه حرفهايم را حمل بر نفي اقدامات خالصانه و ارزشمند دولت نهم براي
رفع فقر و محروميت نكنند. اين همان فاجعه است. مسابقه دولتمردان براي تحقق
رفاه و محروميت زدايي كي به پايان مي رسد؟ آيا كسي مي تواند دقيقاً بگويد
حداقل احساس خوشايند رفاه كي و چطور محقق مي شود؟ آيا اساساً براي رنگين
شدن سفره ها و پررنگ شدن در و ديوارهاي زندگي انتهايي وجود دارد؟ يا چه
كسي بطور متقن و مستدل اثبات كرده است كه فنا شدن در اقدامات اقتصادي
مقدمه تحقق يك گفتمان غيب انديش است؟
فاجعه رخ داده است و ظاهراً احمدي نژاد شكست خورده است. فاجعه آنهنگام رخ داد كه بيل بوردهاي بزرگ شهر و سكانسهاي دلرباي تلويزيون و ويترين هاي وسوسه انگيز شهر، مردانگي مردان را گرفت و لبخندهاي عافيت طلبي را به آنها هديه كرد. فاجعه، احساس سيري ناپذير عافيت طلبي و رفاه خواهي است. مگر رفاه و عافيت را حد و حدودي متصور است؟ اگر احمدي نژاد در گرداب پايان ناپذير تحقق رفاه و بازي هميشگي معيشت مردمان گرفتار شود، چه بنيه اي براي مفصل هاي زنگ زده ي گفتمان انقلاب اسلامي باقي خواهد ماند. احمدي نژاد را فرهنگ برمي آورد و فرهنگ فرو مي كوبد. او در اقتصاد پيروزي ندارد حتي اگر بهترين وضع اقتصادي را هم فراهم كند.
فاجعه سالهاست كه رخ داده است. اين داستان تكراري مرگ همه ي فرهنگ هاست. فرهنگ ها و روح هاي پاك و تعالي خواه هر قوم نه از فرط فقر و گرسنگي كه اتفاقاً لابلاي ديوارهاي بلند شهرهاي پر زرق و برق و توسط دستان گوشت آلود ساكنان خالي از عصبيت و بيگانه از معنويت خواهد مرد. آنگاه كه شهامت تغييير و تعالي مرداانه جايش را به آسودگي ها و خوشخوابيهاي زنانه مي دهد، فاجعه رخ مي دهد. و اكنون رخ داده است.
براي كسي مانند احمدي نژاد قدم گزاردن بر اين طريق عين خودكشي است. او نه با پايين آوردن نرخ تورم نجات خواهد يافت و نه با بالا بردن سرانه ملي. و مردمان نيز نه به اين آرزوها به او رأي داده اند. نجات مردمان و سعادتمندي احمدي نژاد را نه گراني به باد ميدهد و نه تحريمهاي اقتصادي. او حتي اگر خالصانه هم بدنبال معيشت مردم عرق بريزد نيز نمي تواند از فاجعه بگريزد...معيشت انتها ندارد.
مسائل اقتصادي و مادي اگر لحظه اي مسئولين را از وظيفه اي كه بر عهده دارند منصرف كند خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را بدنبال دارد. بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنمايد ولي اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف كند. مردم عزيز ايران كه حقا چهره منور تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند بايد سعي كنند كه سختي ها و فشارها را براي خدا پذيرا گردند تا مسئولان بالاي كشور به وظيفه اساسي شان كه نشر اسلام در جهان است برسند.
پيام امام خميني به مهاجرين جنگ تحميلي
(صحيفه نور- ج۲۱-ص۱۰۸- ۲/۱/۶۸)
به تاريخ و مخاطبين پيام توجه كنيد!
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۱:۲۱
| آرشيو نظرات (0)
|
|
| منبع : universetoday |
|
|
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۲:۰۵
| آرشيو نظرات (0)
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۸:۴۵
| آرشيو نظرات (0)
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۴:۲۵
| آرشيو نظرات (0)
نوشته شده توسط فرهاد خادمي
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۹:۲۶
| آرشيو نظرات (0)
تمام حقوق متعلق به نگین بلاگ ميباشد |