خبرنگار








ديدني هاي امروز
دختر پاكستاني ساكن در اردوگاه هاي آوارگان جنگي دره سوات برادرش را به بغل گرفته
 

نمايي از صورت تنديس " آزادي " در نيويورك . اين محل از چهارم جولاي براي بازديد علاقه مندان و توريست ها در طبقه فوقاني بناي مجسمه آزادي باز مي شود
 

آب تني كودكان در درياچه اي در منطقه  " براهما پوترا "  در گرماي تابستان
 

كليساي جامع شهر سن پترزبورگ روسيه در كنار نمايي از قمر ماه
 

تصوير فسيل تازه كشف شده متعلق به 47 ميليون سال پيش كه دانشمندان حدس مي زنند نياي ميمون باشد .اين فسيل در نيويورك نگهداري مي شود
 

تا به حال كاشت دندان مصنوعي براي انسان ديده بوديم اما كاشت منقارمصنوعي براي پليكان هرگز. اين دامپزشك در حال كاشت منقار مصنوعي براي منقار بالايي اين پليكان است  كه در اثر ضرب ديدگي افتاده است 
 

درگيري دانشجويان و پليس در شهر تورين ايتاليا
 

تصويري از يكي از فضانورداني كه اخيرا با فضا پيماي آتلانتيس براي تعمير تلسكوپ فضايي هابل به فضا فرستاده سدند .اين فضانورد خارج از سفينه مشغول كار روي تلسكوپ  هابل است
 

عبور مردي از پل چوبي بين دو قسمت برج كليساي جامع شهر برمن آلمان
 

زني الجزايري مشغول بافتن فرش در خانه اش
 

شركت يك افسر ولزي در مراسم جشن بازنشستگي اش به همراه بز در بريتانيا ( ياد برره به خير )
 

بدون شرح
 
 
 

عكس روز

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۰:۰۷ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب


من مي‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو يا شيطان‌صفت باشم 

من مي توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،

من مي‌توانم سكوت كنم، نادان و يا دانا باشم،  

چرا كه من يك انسانم، و اين‌ها صفات انسانى است  

و تو هم به ياد داشته باش :

من نبايد چيزى باشم كه تو مي‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام، 

تو را ديگرى بايد برايت بسازد و  

تو هم به ياد داشته باش  

منى كه من از خود ساخته‌ام، آمال من است ،

تويى كه تو از من مي سازى آرزوهايت و يا كمبودهايت هستند.

لياقت انسان‌ها كيفيت زندگى را تعيين مي‌كند نه آرزوهايشان

و من متعهد نيستم كه چيزى باشم كه تو مي‌خواهى  

و تو هم مي‌توانى انتخاب كنى كه من را مي‌خواهى يا نه  

ولى نمي‌توانى انتخاب كنى كه از من چه مي‌خواهى .

مي‌توانى دوستم داشته باشى همين گونه كه هستم، و من هم.  

مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم ،  

چرا كه ما هر دو انسانيم.  

اين جهان مملو از انسان‌هاست ،  

پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالك احساسى جديد باشد.  

تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حكمي صادر كني و من هم،  

قضاوت و صدور حكم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.  

دوستانم مرا همين گونه پيدا مي كنند و مي‌ستايند،  

حسودان از من متنفرند ولى باز مي‌ستايند،  

دشمنانم كمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم،  

چرا كه من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت،  

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقيبى،

من قابل ستايشم، و تو هم.

يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد

به خاطر بياورى كه آن‌هايى كه هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌كنى  

همه انسان هستند و داراى خصوصيات يك انسان، با نقابى متفاوت،  

اما همگى جايزالخطا.  

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،  

و يادت باشد كه كارى نه چندان راحت است

...

جمله روز : از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.

 
منبع: رنگين كمان

رخدادهاي تاريخي

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۱۱:۳۲ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب



همه وقتي دلشان مي‌گيرد جايي براي رفتن پيدا مي‌كنند تا سنگيني دلشان را در آنجا خالي كنند، اما ما خبرنگارها وقتي دلمان مي‌گيرد كمتر كسي حق را به ما مي‌دهد كه غر بزنيم و از بي‌حوصلگي‌هايمان بگوييم؛‌ براي همين درتنهايي‌ها و دلتنگي‌ها خودت مي‌ماني و خودت.

 وقتي يك خبرنگار دلش مي‌گيرد شايد اگر بنويسد عقده درونش باز شود، ولي بعضي وقت‌ها قلم براي نوشتن پيش نمي‌رود؛ البته گزينه‌هاي زيادي براي انتخاب هست، اما شايد رفتن به سراي سالمندان جايي در نزديكي خانه كه هر روز از مقابلش عبور مي‌كني و دوست داري بداني آنجا چه خبر است، مرهمي براي دلتنگي‌ات باشد. پس در يك روز ميانه بهار به خانه سالمندان توحيد مي‌روم تا شايد با ديدن آناني كه حالا عمرشان آفتاب لب بام است كمي تسكين بگيرم.

پسر جوان كه لباسي سرتاپا سبزرنگ پوشيده است با خوشرويي چند قدم جلوتر مي‌آيد و مي‌گويد: «در اول، زنگ پايين.» با عجله به آن سمت مي‌روم. در آهني كوچك با شيشه‌هاي آيينه‌اي كه نمي‌گذارد چشم درون ساختمان را ببيند، همان جايي است كه مرد جوان با انگشت نشان مي‌‌دهد. زنگ دفتر را فشار مي‌دهم و پس از مكثي كوتاه در به رويم باز مي‌شود و فضايي كوچك و خفه خودش را نشان مي‌دهد. 2 مرد باري سنگين را به دوش گرفته‌اند و به زحمت كفش‌هايشان را كه از پا درآورده‌اند، مي‌پوشند.

«بفرماييد...» سر را بلند مي‌كنم و زني جوان كه اونيفرم سرمه‌اي رنگ پوشيده است، اين را مي‌پرسد. مي‌گويم براي ملاقات آمده‌ام و او مي‌پرسد «با چه كسي.» مدتي است شنيده‌ام دكتر طريان، مادر نجوم ايران در اين خانه است و حالا فرصتي مناسب دست داده تا او را ببينم. مي‌گويم با دكتر طريان و او هم به سمت اتاقي كوچك (دفتر) راهنمايي‌ام مي‌كند.

اينجا 2 مرد نزديك هم نشسته‌اند، يكي پشت ميزي كوچك و ديگري روي يكي از صندلي‌ها. مرد بلند قامت و ميانسال از اسم و مشخصاتم مي‌پرسد و اين كه چقدر درس خوانده‌ام. برخوردش كمي عجيب است؛ رفتاري تند همراه با شك و سوال‌هايي كه پرسيدنشان خالي از منطق است. اسمم را مي‌‌گويم و اين كه آمده‌ام مادر نجوم ايران را ببينم و از روزگارش بپرسم، اما او باز هم با ترديد وراندازم مي‌كند و مي‌گويد: «دكتر مريض است و حوصله حرف زدن ندارد.»

او اين جمله را با قاطعيت تمام مي‌گويد و پزشك معالج سالمندان هم اين را تاييد مي‌كند. دوباره اصرار مي‌كنم «فقط چند دقيقه، اذيتشان نمي‌كنم.» رئيس آسايشگاه بالاخره راضي مي‌شود اما زن سرمه‌اي‌پوش و پزشك دنبالم مي‌آيند. حضورشان خيلي آزاردهنده است و فضاي دم‌كرده خانه را بر سرم مي‌كوبد.

زن دستش را به طرف پله‌ها مي‌گيرد و علامت مي‌دهد كه بايد بالا رفت. راه مي‌افتيم.دو رديف پله را خيلي زود طي مي‌كنيم و به دري آهني مي‌رسيم.

اينجا طبقه دوم ساختمان است كه نورش از طبقه پايين بهتر است. داخل مي‌شويم. به محض ورود بوي تعفني شديد به صورتمان مي‌خورد و تنفسمان را مشكل مي‌كند. دست را جلوي بيني مي‌گيرم و به راه مي‌افتم. اينجا يك هال نسبتا كوچك با چند اتاق است كه تراكم جمعيت در آن واقعا آزاردهنده است.

در جاي جاي اين مكان دلگير تخت‌هاي فلزي‌اي چيده شده است كه به خاطر تراكم چيدمان، فضاي خالي كمي ميان هر كدام است ساكنان خيره به ما نگاه مي‌كنند و مثل مسخ‌شده‌ها چشم را به اطراف مي‌چرخانند. پرستار نمي‌گذارد زياد اينجا بمانم و به اطراف بهتر نگاه كنم. او پيشاپيش حركت مي‌كند و با پايين رفتن از چند پله به فضاي كوچك ديگري مي‌رود كه چند اتاق دور آن است.

به محض نزديك شدن به اتاق سمت راست دكتر طريان را مي‌شناسم. بانوي نجوم ايران كه اين روزها در آستانه 90 سالگي روزگار مي‌گذراند. با دكتر طريان سلام و احوالپرسي مي‌كنم و او با خوشحالي پاسخم را مي‌دهد.

او آنقدر سرحال به نظر مي‌رسد كه معلوم است دانسته‌هاي او حتي در دهه نهم زندگي‌اش او را يك سر و گردن از همقطارانش جلو انداخته است اما پيرزن هم‌اتاقي او در ميان سلام و عليك ما با ناله‌هاي ممتدش پرستار را صدا مي‌زند. صحنه دردآوري است.

پشت سرهم فرياد مي‌زند و دكتر طريان مثل اين كه به چنين صحنه‌هايي عادت داشته باشد لبخندي به لب مي‌آورد و سري تكان مي‌دهد. صحبت با مادر نجوم ايران خيلي دلنشين است. او از آن پيرزن‌هاي خوش‌اخلاق و خوش‌صحبتي است كه آدم از همنشيني با او خسته نمي‌شود، هرچند نگاه‌هاي تند و تيز پرستاران ميان من و او، فضاي سنگيني را تحميل مي‌كند.

دكتر آلينوش طريان خيلي هم سرزنده است. او عكسي تمام قد از وقتي خيلي جوان بوده و در پاريس درس مي‌خوانده است را در قابي چوبي و ساده قرار داده و روي ميز كنار دستش گذاشته است. او در اين تصوير بيش از 30 سال ندارد و طراوت صورتش با چروك‌هايي كه امروز همنشين دائمي چهره‌اش شده‌اند، قابل مقايسه نيست.

اين بانوي سالمند ديوار كنار دستش را نيز مملو از قاب‌هايي كرده است كه ديپلم‌هاي افتخار او را دربرگرفته‌اند و هر از گاهي نگاهي به آنها مي‌اندازد. از او درباره نام خانوادگي‌اش مي‌پرسم و او با تيزبيني خاصي برايم توضيح مي‌دهد كه وقتي مادربزرگش براي گرفتن شناسنامه رفته، نام خانوادگي‌شان را دريان گفته است و مامور ثبت احوال به اشتباه طريان نوشته است. او خاطراتش را خيلي خوب به ياد مي‌آورد و مي‌گويد: فقط براي استراحت به اين آسايشگاه آمده است و بيماري‌اي ندارد.

يكي از پرستارها نمي‌گذارد حرفم را با دكتر ادامه دهم. او مي‌گويد خانم طريان حوصله حرف زدن ندارد، ولي مادر پير نجوم ايران مي‌خندد و مي‌گويد اگر سوالي دارم بپرسم.

حضور دائمي پرستارها بر بالين او واقعا آزاردهنده است. گويي آنها مواظبند كه كسي زياد به حريم خصوصي دكتر طريان نزديك نشود. بانوي سالمند دوست دارد كه حرف بزند. او با خنده از من مي‌پرسد كه آيا پوشيدن چادر باعث نمي‌شود يكي از دست‌هايم از كار بيفتد و من با خنده پاسخ مي‌دهم كه به آن عادت كرده‌ام و آن را دوست دارم. او نيز سرش را تكان مي‌دهد و تاييد مي‌كند كه اگر كسي به كاري عادت كرد، ديگر نمي‌تواند تركش كند.

هم‌اتاقي دكتر طريان دوباره شروع به سرفه كردن مي‌كند. پرستار و دكتر خودشان را بسرعت بالاي سرش مي‌رسانند. دكتر مي‌گويد چيز مهمي نيست و چند دستور به پرستار مي‌دهد. زن سرمه‌اي‌پوش هم دوباره مي‌‌آيد و اجازه ادامه صحبت با دكتر طريان را به من نمي‌دهد.

ولي من با اصرار در اتاق مي‌مانم. او اين بار پزشك را با خود همراه كرده است تا با جديت مرا از اتاق بيرون كند. پزشك مردي جوان و قدكوتاه است كه با حركات دستش مرا مجبور به دور شدن از تخت دكتر طريان مي‌كند.

پزشك مي‌گويد بايد براي ادامه حرف زدن با او از رئيس آسايشگاه اجازه بگيرم، چون خانم طريان آلزايمر دارد و از بيماري ريوي رنج مي‌برد.

حرف‌هاي او كمي عجيب است؛ چون دكتر طريان از سلامت كاملش مي‌گويد و اين كه همه چيز را بخوبي به ياد مي‌آورد. او پس از گذشت 90 سال از عمرش هنوز به زبان‌هاي فارسي، ارمني و فرانسه تسلط دارد و زبان‌هاي تركي و انگليسي را خوب مي‌فهمد. وقتي اينها را به پزشك مي‌گويم، او گفته‌هايم را رد و اصرار مي‌كند كه دكتر طريان پيرزني آلزايمري است.

او اينها را كه مي‌گويد با هم از پله‌ها پايين مي‌آييم و به دفتر رئيس مي‌رسيم. او مردي ميانسال است؛ هرچند سعي دارد خلق و خوي تندش را زير واژه‌هاي محترمانه‌اش مخفي كند. وقتي از او اجازه ادامه صحبت با دكتر طريان را مي‌گيرم، قاطعانه مي‌گويد چنين اجازه‌اي ندارم و همان چند دقيقه‌اي كه او را ديده‌ام، به من لطف شده است. صحبت‌هاي او خيلي نااميدكننده است و تاييديه‌هاي پزشك نيز مزيد بر علت مي‌شود.

كادر مديريت آسايشگاه مصرند كه دكتر طريان فراموشي شديد دارد و حرف‌هاي بي‌اساس مي‌زند؛ البته باور كردن اين گفته‌ها كمي دشوار است؛ چون بانوي نجوم ايران هماني كه در روزگار جواني‌اش، نخستين تلسكوپ خورشيدي را ساخته و اولين رصدخانه فيزيك را بنا كرده است، هنوز خيلي خوب حرف مي‌زند و خاطراتش را به ياد مي‌آورد و از همه مهم‌تر دوست دارد با من حرف بزند؛ ولي بحث كردن با رئيس آسايشگاه فايده‌اي ندارد.

او مي‌گويد وكيل دكتر طريان از او خواسته است تا به كسي اجازه حرف زدن با او را ندهند؛ اما اين كه يك وكيل حق بستن راه‌هاي ارتباطي موكلش را دارد يا نه، پرسشي است كه اين مرد از پاسخ به آن طفره مي‌رود. من روي يكي از صندلي‌ها مي‌نشينم تا مگر اصرارهاي مداوم، رئيس را از موضعش پايين بياورد؛ اما او بي‌توجه مشغول انجام كارهاي خودش مي‌شود.

زنگ آسايشگاه پشت سر هم به صدا در مي‌آيد و بستگان سالمندان براي ملاقات به طبقات مي‌روند. بيشتر ملاقات‌كننده‌ها زناني هستند كه به نظر مي‌رسد، مادر و پدر خود را به اين آسايشگاه آورده‌اند و حالا راضي‌اند از اين‌كه سالمند خود را به دست كساني سپرده‌اند كه گمان مي‌كنند بهترين خدمات را ارائه مي‌كنند.

زني ميانسال هم كه خودش حال و روز خوبي ندارد به دفتر رئيس مي‌آيد و با تحويل 600 هزار تومان به زن سرمه‌اي‌پوش از تاخيرش در پرداخت هزينه‌هاي مادرش عذرخواهي مي‌كند.

اما رئيس و پزشك حواسشان به من است و از زير چشم حركاتم را مي‌پايند. پزشك جوان از اتاق بيرون مي‌رود و رئيس آسايشگاه شروع به قدم‌زدن در اتاق خفه‌اش مي‌كند. او كه سعي در متقاعد كردن من براي خروج دارد، ناگهان فريادي بلند مي‌كشد و با فحاشي مرا بيرون مي‌راند. حالا زن سرمه‌اي‌پوش هم مدافع او شده است و با حركات دست مرا به خارج از اتاق هدايت مي‌كند. ولي او حق ندارد ملاقات‌كننده‌اي را بيرون بيندازند.

براي همين ايستادگي مي‌كنم و مقابل فحاشي‌هايش مي‌ايستم. او مرا تهديد به كتك زدن مي‌كند و با دست‌هايش دهانم را نشانه مي‌رود.

هنوز ساختمان بوي تعفن مي‌دهد و راهروي كوچك دلگيرش نور ندارد. آنها مرا به راهرو هل مي‌دهند و قصد ترساندم را دارند، ولي من همچنان اصرار به ديدار دارم. ملاقات‌كننده‌ها جلوي رئيس آسايشگاه را مي‌گيرند و او را به داخل اتاق مي‌برند، ولي زن سرمه‌اي‌پوش همچنان براي بيرون راندن من تلاش دارد.

مقابل او مي‌ايستم. او گوشش بدهكار حرف‌هاي من نيست و با فضول خواندنم در بدون زبانه‌اي را با اف‌اف باز مي‌كند و غضبناك مرا به كوچه مي‌اندازد. قبلا‌ يكي از همكارانم برايم گفته بود كه سال گذشته با مسوولا‌ن سراي سالمندان توحيد تماس گرفته و آنها گفتهاند اجازه ملا‌قات با دكتر طريان را ندارد و وكيل وي نيز با لحن بسيار تند مانع اين ديدار شده بود ، اما باور كردنش سخت بود.

حالا من مانده‌ام و روزي بد و عده‌اي هموطن كه نگذاشته‌اند با پيرزني تنها گفتگو كنم تا بدانم آيا او هنوز از فرمول‌هاي پيچيده فيزيك سر در مي‌آورد و اين‌كه وقتي از لاي پنجره نيمه‌باز اتاقش به آسمان مي‌نگرد. راجع به اين پهنه آبي چه فكر مي‌كند.

زندگينامه علمي دكتر آلينوش طريان

«آلينوش طريان» كه سال 1299 در خانواده‌اي ارمني به دنيا آمد، پس از طي تحصيلات مقدماتي به دانشگاه تهران رفت و در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيك ازدانشكده علوم دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل شد.

وي درمهرماه همان سال به‌عنوان كارمند آزمايشگاه فيزيك دانشكده علوم استخدام و يك سال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشكده علوم منصوب شد. طريان مدتي بعد با هزينه شخصي به بخش فيزيك اتمسفر دانشگاه پاريس رفت و دانشنامه دكتري دولتي‌اش را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي (1335 خورشيدي) دريافت كرد.

طريان به‌رغم امكان تدريس در دانشگاه سوربن به ايران بازگشت و با رتبه دانشياري در رشته ترموديناميك در گروه فيزيك مشغول به كار شد.

در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصدخانه فيزيك خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد كه وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت 4 ماه به آلمان رفت و پس از انجام مطالعات به ايران بازگشت.

دكتر طريان 3 سال بعد درتاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا كرد و اولين فيزيكدان زني شد كه در ايران به مقام استادي رسيده است.

وي در آبان ماه سال 45 به عضويت كميته ژئوفيزيك دانشگاه تهران درآمد و در سال 48 به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغازكرد.

او 29 آبان سال 45 13به عنوان عضو كميته ژئو فيزيك دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به عنوان رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغازكرد.

دكتر طريان در سال 1358 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد. اما علاقه او به علم و دانش سبب شده تا وصيت‌نامه‌اي تنظيم كند و منزل مسكوني خود را پس از مرگ به ارامنه جلفا و دانشجوياني كه محل اسكان مناسبي ندارند، ببخشد. او در سال‌هاي جواني به مردي علاقه‌مند بوده است، اما مرگ او سبب شد تا دكتر طريان تصميم بگيرد براي هميشه مجرد باقي بماند و امروز پس از گذشت ساليان دراز از آن روزها، زندگي بدون وارث را در كنج آسايشگاهي در قلب پايتخت تجربه كند.

منبع: جام جم آنلاين

رخدادهاي تاريخي

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۱۰:۵۱ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب


لوگوي امروز گوگل به مناسبت پيدا شدن يك فسيل حلقه بين انسان و پستانداران؛ گفتني است يك فسيل 47 ميليون ساله كه به طرز خارق العاده اي سالم باقي مانده، در آمريكا رونمايي شده است. ادعا مي شود اين فسيل كه «آيدا» نامگذاري شده، «حلقه گمشده» ميان پستانداران عالي امروزي - ميمون ها و انسان - و خويشاوندان دورتر آنهاست.
 

عكس روز

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۲:۰۲ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب


از منزل اين فرد رمال ، 250 گرم حشيش و آلات و ادوات رمالي و دعا نويسي ، دو قبضه قمه و كوزه اي كه به گفته مرد رمال حاوي جن بوده را كشف و ضبط كردند. با اعتراف حسين روزانه به طور ميانگين 20 نفر به وي مراجعه مي كردند.

رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ از دستگيري يك رمال در منطقه غرب تهران خبر داد.

سرهنگ محمديان در اين باره به مهر گفت: از اواخر سال 87 بر اساس گزارشهاي مردمي به پليس آگاهي تهران بزرگ ، فردي با نام مستعار درويش به شيوه رمالي و دعانويسي ، اقدام به فريب شهروندان نموده و مبالغ هنگفتي از يكصد هزار تومان تا پنجاه ميليون تومان اخاذي مي كرد.

وي ادامه داد: طبق گفته شهروندان اين فرد به بهانه دريافت هزينه ساخت مسجد يا خانقاه وجهي را از مراجعين دريافت نموده و ادعا مي كرد با دعايي كه به آنها مي دهد در عرض دو ماه پولشان دو برابر مي شود.

رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ اظهار داشت: با توجه به كثرت اخبار و اطلاعات مردمي ، تيم ويژه اي از كارآگاهان اداره هشتم پليس آگاهي تهران بزرگ، رسيدگي به موضوع را در دستوركار خود قرار دادند. در تحقيقات كارآگاهان مشخص گرديد ، از آنجائيكه متهم افراد زيادي را فريب  داده است به همين علت مدام تغيير آدرس داده كه اين امر دستگيري وي را با مشكل مواجه كرد اما با تحقيقات گسترده محل كار وي در شهرك راه آهن شناسائي شد.

سرهنگ محمديان تاكييد كرد: كارآگاهان اداره هشتم در تاريخ 20/02/88 به محل فعاليت اين متهم مراجعه كرده و محل را ساعتي زير نظر قرار داده كه  متوجه تردد تعداد بسيار زيادي از شهروندان ( اغلب زنان و دختران ) به منزل اين فرد شدند. كارآگاهان طي هماهنگيهاي انجام شده با مقام قضايي به عنوان مشتري وارد منزل درويش شده  كه متهم از آن به عنوان دفتر كاري استفاده كرده و حدود 15 نفر نيز در نوبت نشسته بودند. متهم نيز در پشت ميزي كه در وسط اتاق قرار داشت نشسته و افرادي روبه روي او مي نشستند و طرح مشكل مي كردند. متهم نيز نسخه هايي را براي آنان صادر كرده و مبالغ بالايي را دريافت مي كرد

وي افزود: كارآگاهان پليس آگاهي پس از گزارش موضوع به بازپرس و دريافت دستور قضائي در ساعت 16:00 پنجشنبه مورخه 24/02/88 وارد منزل اين متهم به نام حسين_الف ( 65 ساله ) كه با نام مستعار درويش فعاليت مي نمود ، شده و وي را دستگير كردند.

رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به بازرسي از مخفيگاه وي گفت: از منزل اين فرد رمال ، 250 گرم حشيش و آلات و ادوات رمالي و دعا نويسي ، دو قبضه قمه و كوزه اي كه به گفته مرد رمال حاوي جن بوده را كشف و ضبط كردند. با اعتراف حسين روزانه به طور ميانگين 20 نفر به وي مراجعه مي كردند.

يكي از شكات كه خانمي 42 ساله بوده به كارآگاهان اداره هشتم پليس آگاهي گفت : " از طريق يكي از دوستانم _ خانمي كه قبلاً به اين فرد مراجعه كرده بود _ با مرد رمال آشنا شدم كه يك ميليون و سيصد هزار تومان به وي دادم تا مشكلم را حل كند اما حل كه نشد چندين برابر هم شد ".

شاكي ديگري اعلام كرد : " مرد رمال به من گفت ، مبلغ 500 هزار تومان را داخل كوزه اي كه در آن جن ها هستند بيانداز و من بايد به آنها بگويم كه تو همسر من هستي لذا بايد به عقد من در آيي و همچنين اسرار داشت بر روي بدن من دعا بنويسد كه من ممانعت كرده و به يك بهانه اي خودم را از چنگ اين مرد رمال رها كردم".

سرهنگ عباسعلي محمديان ،تاكييد كرد: اين متهم در اولين مراجعه شهروندان ساده دل ، با چرب زباني و سوء استفاده از اعتقادات مردم ، آنها را فريب داده و براي جلب اعتماد آنها مبالغ كمي از آنان دريافت مي كرد اما در مرحله بعدي مراجعه اگر فرد قادر به پرداخت مبلغ درخواستي وي نبود با تهديد احضار روح و جن و فيلمبرداري از حضور آنان در محل، ‌فرد را مجبور به پرداخت وجه مي نمود.
 

اخبار

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۰:۱۷ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

گزارش تكان دهنده يك سازمان آمريكايي:
خطر نابودي حيات تا پايان قرن 21
تا سال 2100 ميلادي توليد گاز دي اكسيد كربن به حدود 750 PPM خواهد رسيد كه اين امر با افزايش دماي كره زمين به 4 درجه بيش از متوسط دماي فعلي ، حيات را به طور جدي مورد تهديد قرار خواهد داد و هزاران نوع و گونه گياهي و جانوري در اين وضعيت نابود خواهند شد.

عصر ايران – سازمان تحقيقات آب و هوايي بين المللي مستقر در واشنگتن در گزارشي كه اخيرا از نتايج تحقيقات خود منتتشر ساخته است،هشدار داده است كه اگر روند افزايش توليد گازهاي گلخانه اي در قرن 21 به ميزان 70 درصد سطح فعلي كاهش نيابد تا پايان قرن 21 بيش ار 75 درصد يخ هاي قطبي آب خواهند شد.

به گزارش عصر ايران در اين گزارش كه حاوي نكات هشدار دهنده اي درباره خطر " گرمايش زمين " و تبعات آن است آمده است كه اگر روند افزايش توليد گاز دي اكسيد كربن تا پايان قرن 21 به ميزان 70 درصد سطح كنوني آن كاهش نيابد ،با آب شدن يخ هاي قطبي و افزايش سطح آب اقيانوس ها كيفيت حيات روي كره زمين به شدت مورد تهديد خواهد بود .

در اين گزارش آمده است نخستين تاثير افزايش گرمايش كره زمين در از بين رفتتن اكو سيستم حيات در قطب خواهد بود و تاثير تبعي اين واقعه حتي حيات انسان در كره زمين را نيز تحت تاثير جدي قرار خواهد داد.

ايالات متحده خود از زمره كشورهايي است كه حجم عظيمي از گازهاي گلخانه اي را توليد مي كند اين در حالي است كه در زمان دولت بوش ،واشنگتن با خروج خود از پيمان كيوتو انتقادات شديد جهاني و داخلي را باعث شد.پيمان كيوتو مقرر مي دارد كه تا سال 2050 ،50 درصد از حجم توليد گازهاي گلخانه اي كاهش يابد تا بدين وسيله از گرمايش بيشتر كره زمين و تهديد اكو سيستم حيات در اين كره شگفت انگيز كاسته شود.

در اين تحقيق كه با همكاري وزارت انرژي ايالات متحده تهيه شده است آمده است كه متوسط درجه دماي هواي زمين قرن بيستم در مقام مقايسه با قرن نوزدهم  1 درجه افزايش يافته است و اين افزايش در تنيجه توليد بي رويه  گاز دي اكسيد كربن در قرن گذشته و رسيدن آن  به ميزان 380  ) PPM قسمت در واحد ميليون ( در سطح فعلي تحقق يافته است.

در اين گزارش آمده است با توجه به راه كارهايي چون سرمايه گذاري كشورهاي مختلف روي انرژي هاي پاك و كاستن از توليد گازهاي گلخانه اي پيش بيني مي شود اگر توليد گاز دي اكسيد كربن در اواخر قرن ميلادي جاري به سطح 450   PPM برسد ،اين وضعيت تا حدودي قابل تحمل باشد.

در اين گزارش آمده است اگر هيچ سياستي جهاني مبني بر كاهش توليد گازهاي گلخانه اي در پي گرفته نشود ،تا سال 2100 ميلادي توليد گاز دي اكسيد كربن به حدود 750 PPM   خواهد رسيد كه اين امر با افزايش دماي كره زمين به 4 درجه بيش از متوسط  دماي فعلي ، حيات را به طور جدي مورد تهديد قرار خواهد داد  و هزاران نوع و گونه گياهي و جانوري در اين وضعيت نابود خواهند شد.

در گزارش مزبور آمده است كه در صورتي كه روند كنوني ادامه يابد در پايان قرن ميلادي جاري سطح آب اقيانوس ها 22 سانتي متر افزايش خواهند يافت كه در اثر آن بسياري از جزاير به زير آب رفته و حيات در بخش هايي از كره خاكي نابود خواهد شد. اين در حالي است كه در گزارش تاكيد شده است كه اگر راهكارهاي اصلاحي و جبراني اجرا شود تا پايان قرن ميلادي جاري همزمان با رسيدن حجم دي اكسيد كربن در جو به 450 ميلون در واحد ، سطح آب اقيانوس ها 14 سانتي متر بالا خواهد آمد.

اين گزارش قرار است در شماره اين هفته ،هفته نامه " Geophisical Research Letters " به چاپ برسد.

 

اخبار

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۵:۰۳ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

فيلم تكان‌دهنده از غرق شدن شهروندان بي‌پناه در سيل قم
خانواده‌اي كه سوار بر يك خودروي پرايد هستند و خودرو آنان در زير سيل ناپديد شده و لحظاتي بعد به صورت واژگون به سطح آب مي‌آيد و اثري از نجات آنان ديده نمي‌شود. راننده‌اي كه براي مدت طولاني در ميان امواج سيل محاصره شده و در لحظات پاياني در تصاويري دلخراش قرباني مي‌شود.

با گذشت 12 روز از سيل در شهر قم، تاكنون نه تنها آمار صحيحي از ميزان قربانيان سيل منتشر نشده، بلكه هيچ يك از مسئولان اين شهر كه به دليل عدم آمادگي، مسافرت نوروزي به خارج از كشور و ناهماهنگي در پيش‌بيني سيل، در ميلياردها تومان خسارت مالي و مرگ تعدادي از شهروندان مقصر بوده‌اند، تاكنون توبيخ هم نشده‌اند.

در اين حال «آينده» فيلم تكان‌دهنده‌اي از صحنه‌هاي سيل را منتشر مي‌كند. در تصاوير مذكور كه شامل تنها چند دقيقه از يكي از بخش‌هاي كوچك رودخانه قم است، شاهد قرباني شدن چندين شهروند هستيم.

خانواده‌اي كه سوار بر يك خودروي پرايد هستند و خودرو آنان در زير سيل ناپديد شده و لحظاتي بعد به صورت واژگون به سطح آب مي‌آيد و اثري از نجات آنان ديده نمي‌شود.

راننده‌اي كه براي مدت طولاني در ميان امواج سيل محاصره شده و با وجود چندين بار درخواست كمك از طريق بي‌سيم كه در صداي فيلم شنيده مي‌شود، وسيله‌اي براي نجات وي فراهم نمي‌شود و در لحظات پاياني در تصاويري دلخراش قرباني مي‌شود.

فرد يا افرادي كه درون كانكس امداد و نجات اسير شده‌اند و سيل كانكس را با خود برده و سپس واژگون مي‌كند، تنها بخش‌هايي از اين فيلم دلخراش هستند.

ساير گزارش‌ها حكايت از قرباني شدن دو لوله‌كش كه به دليل عدم بسته شدن مسير ورودي جاده رودخانه وارد آن شده بودند توسط سيل دارد، همچنين گفته مي‌شود 4 سرنشين يك خودرو نيز در درون ماشين خود خفه شده‌اند، اما هنوز آماري از ميزان كشته‌ها كه قاعدتاً اكثر آنان مسافر بوده‌اند، اعلام نشده است.
 

 

عكس روز

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۱۶:۵۰ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

از كاديلاك ويژه اوباما تا جاگوار كم‌نظير براون
نكته قابل تامل در اين مقال، تفاوت فاحش قيمت خودرو رئيس‌جمهور آمريكا با خودرو ساير همتايانش است. شايد در چند روز آينده ديگر سياستمداران هم به نمايش خودروهايشان بپردازند اما تا امروز اين اوباماست كه برگ برنده را رو كرده است.
وقتي باراك اوباما خودرو عجيبش را به خبرنگاران معرفي كرد چنين انتظار مي‌رفت كه رقيب روس‌اش در اقدامي متقابل خودرو خود را معرفي كند.
 
همين مساله دستاويز نوشتن مطلب امروز روزنامه اعتماد ملي در اين باره شد. نكته قابل تامل در اين مقال، تفاوت فاحش قيمت خودرو رئيس‌جمهور آمريكا با خودرو ساير همتايانش است. شايد در چند روز آينده ديگر سياستمداران هم به نمايش خودروهايشان بپردازند اما تا امروز اين اوباماست كه برگ برنده را رو كرده است.
 
و نكته پاياني اينكه خودرو رئيس‌جمهور آمريكا گران‌ترين خودرو جهان نيست. حتي از خودرو بسياري از بازيكنان و بازيگران جهان هم ارزان‌تر است اما طراحان آن مدعي هستند كه در ايمني، رقيبي براي آن وجود ندارد.
 
در نگاه اول به نظر مي‌رسد يكي از همان ماشين‌هاي عجيب و غريب جيمز باند است اما وقتي به امكانات داخل آن نگاه كنيد درمي‌يابيد اين خودرو تنها مي‌تواند براي يك رئيس‌جمهور آمريكايي باشد.
 
باراك اوباما بالاخره اين اتومبيل را بيرون كشيد تا شائبه‌ها در مورد قيمت يك ميليون دلاري‌اش برطرف شود! اوباما اين كاديلاك را در بيستم ژانويه تحويل گرفت و به «جانور وحشي» معروف است. اين خودرو در نگاه اول مثل هر خودرو ديگري است اما «نيكولاس تروتا» معاون رئيس گروه محافظان اوباما درباره‌اش چنين مي‌گويد: «درباره سيستم امنيتي آن كه با كامپيوتر كنترل مي‌شود نمي‌توانم توضيحي بدهم اما همين قدر مي‌گويم كه در جهان سياستمداران كسي چنين جانوري ندارد.»
 
 اين كاديلاك سقف ضدگلوله دارد با شيشه‌هاي به ضخامت سه اينچ همراه يك مخزن مجزاي اكسيژن و سپري جداگانه براي جلوگيري از حملات شيميايي. درِ اين خودرو 20 سانتي‌متر قطر دارد و آلياژهاي بسيار سنگين به كار رفته در آن، وزنش را معادل وزن در كابين هواپيماي بوئينگ 747 كرده است.

در اين خودرو به جز لپ‌تاپ و فناوري Wi-Fi از تلفن ماهواره‌اي و خط ارتباطي مستقيم با معاون رئيس‌جمهور و پنتاگون نيز استفاده شده است.

«ديويد كالدول» سخنگوي جنرال موتورز در گفت‌وگو با بي‌بي‌‌سي مي‌گويد: «در طراحي اين خودرو حتي مشخصات شخصيتي اوباما نيز لحاظ شده. اين مساله در طراحي تمام خودروهاي شخصيت‌هاي آمريكا لحاظ مي‌شود. بدنه داخلي اين ماشين هم دست‌ساز است.
 
 اوباما يك كرايسلر هم در سال 2005 خريد كه بسيار گرانقيمت بود. درباره آن ماشين هم گفته مي‌شود قيمتش چيزي بيش از 180 هزار دلار است اما اوباما توضيحي درباره آن نداده است.

ليموزين داريم تا ليموزين

درباره ديميتري مدودف و علاقه زيادش به خودرو، رسانه‌هاي غربي مطالب بسياري نوشته‌اند. او حتي در اظهارنظرهايش، آنجا كه باز دلش نمي‌آيد براي غربي‌ها كري نخواند به مزاح مي‌گويد: «اگر شما يك خودرو از جنرال موتورز يا فورد بخريد بايد براي تامين قطعاتش تا آمريكا برويد. من ترجيح مي‌دهم در همين اروپا دنبال ماشين بگردم.» شايد از اين روست كه خودرو مورد علاقه آقاي رئيس‌جمهور، بي‌ام‌و است.

اما خودرو جديد آقاي مدودف به نوعي خط و نشاني بود براي رئيس‌جمهور آمريكا با آن خودروي ويژه‌اش. ليموزين مدودف كه براي چند دقيقه در ميدان سرخ مسكو قرار گرفت تا عكاسان از آن عكس بگيرند در حدود 300 هزار دلار قيمت دارد.
 
 اين خودرو مثل تمام خودروهاي امنيتي ضدگلوله است و شيشه‌هايش حتي با ضربات پتك هم خرد نمي‌شوند. داشتن سه تلويزيون، يخچال، جايي براي قرار دادن شيشه نوشيدني‌هاي مختلف و يك تهويه قوي و بي‌صدا از ديگر مشخصات اين ليموزين گرانقيمت است.

ثروت او در سال 2007حدود 2 ميليون و 235 هزار روبل برآورد شد. اين آمار نشان‌دهنده افزايش درآمد او بود زيرا در سال 2005 اين ميزان حدود 2 ميليون و19 هزار روبل بود.

يكي از تفاوت‌هاي اصلي مدودف با ديگر سياستمداران روس اين است كه او در خانه‌اي بسيار بزرگ به مساحت 367/8 متر مربع در مسكو زندگي مي‌كند. مدودف همچنين زميني به وسعت 4700 متر مربع در اختيار دارد. سود درآمد‌هاي پوتين بين سال‌هاي 1999 تا 2002،7/8 ميليون روبل بوده است و ميانگين درآمد سالانه وي حدود 1 ميليون و 950 هزار روبل بوده كه اين مقدار از 270 هزار روبل از درآمد سالانه مدودف كمتر است.
 
 بنا به اعلام آماري حزب روسيه واحد دارايي پوتين در سال 2006، 2 ميليون و 11 هزار روبل اعلام شد. همسر مدودف فقط يك فولكس واگن جديد دارد كه آن را هم توي پاركينگ گذاشته است.

فقط آئودي

شما اگر جاي خانم مركل بوديد، آن هم در كشوري كه بي‌شك يكي از بهترين توليدكنندگان خودرو در جهان است- اگر بهترين نباشد- كدام خودرو را براي رفت‌و‌آمدهاي شخصي انتخاب مي‌كرديد؟ بنز، بي‌‌ام‌و، آئودي؟ كدام؟ البته آنگلا مركل صدراعظم آلمان در اين‌باره چندان شفاف صحبت نمي‌كند.
 
 اما بد نيست بدانيد انتخاب نخست اين خانم همان خودرويي است كه «جيسون استيتم» بازيگر معروف سينما در فيلم مامور انتقال يا راننده استفاده كرد؛ يك «آئودي اي. هشت». مركل اين خودرو را در نمايشگاه اتومبيل فرانكفورت كه بزرگترين نمايشگاه خودرو جهان است، پسنديد و از جيب خودش مبلغ 87 هزار دلار پرداخت تا اين خودرو را بخرد.
 
البته وقتي به سايت اين خودرو مراجعه مي‌كنيد مي‌بيند كه قيمت اين آئودي كمتر از اين رقم است اما وقتي براي صدراعظم اصطلاحا آپشن‌بندي مي‌شود طبعا قيمتش بالاتر هم مي‌رود.

آئودي كه بزرگترين خودروساز اروپاست براي صدراعظم آلمان سنگ تمام گذاشته است. در طراحي اين خودرو تمام موارد ايمني لحاظ شده و چند ابتكار جديد هم دارد. مثلا اگر در اثر حادثه‌اي، مركل مجبور شود در اين ماشين بماند جاي هيچ نگراني نيست چراكه سيستم امنيتي آن به تمام مراكز پليس پيام هشدار ارسال مي‌كند. صداي موتور به هيچ عنوان توي ماشين شنيده نمي‌شود و از آنجا كه خانم مركل علاقه زيادي به موسيقي دارد يكي از بهترين سيستم‌هاي پخش در اين خودرو تعبيه شده تا صدا اصطلاحا اركسترال شنيده شود.

مركل دوست ندارد هر كسي به اين ماشين نزديك شود. از اين رو به شدت از خودرو خانم صدراعظم مراقبت مي‌شود.

جاگوار كم‌نظير براون

هواداران خودرو جاگوار سال‌ها بود نامي از اين خودرو باكلاس و اصيل انگليسي نشده بودند. به دليل مسائل مالي جاگوار ديگر سوداي رقابت با ديگر غول‌هاي اروپا و جهان را از سر بيرون كرده بود. ديگر كسي مفتون اين خودرو سحرانگيز نمي‌شد و افسانه جاگوار به مرز فراموشي رسيده بود اما عزم راسخ سرمايه‌گذاران بار ديگر اين خودرو محبوب را سر پا كرد تا «اِكس اِف» ديگربار تداعي‌كننده همان روياي جاگوار باشد.

صفر تا صد اين خودرو فقط 5/9 ثانيه است. اما در انگلستان يك اكس اف بي‌نظير وجود دارد كه زير پاي گوردون براون است؛ نخست‌وزير اين كشور. براون مانند سلفش، توني بلر هر چه ثروت دارد رو نمي‌كند و از اين رو خبرنگاران قطره قطره مي‌فهمند او هم براي خود قلمرويي دارد. خودرو سياه رنگ او از هر نظر بي‌همتاست. شيشه‌هاي ضدگلوله، صندلي‌هايي به راحتي مبل نشيمن، دو ال‌سي‌دي بسيار مجهز و... تنها بخشي از امكانات اين خودرو رويايي هستند.
 
البته اين خودرو 6 سيلندر از ماشين مركل گران‌تر است و با امكانات جديد و خاصي كه دارد قيمتش به 120 هزار دلار رسيده اما تا خودرو همتايان آمريكايي و روسي فاصله زيادي دارد.

جاگوار براون مشكي است و از پيشرفته‌ترين سيستم روشنايي جهان(ال‌اي‌دي) هم بهره‌مند است.

سيستم اطلاعاتي اين خودرو هم در نوع خود كم‌نظير است. براون مي‌تواند از طريق كامپيوتر تعبيه شده در اين جاگوار با مراكز مهم امنيتي در ارتباط باشد. طراحان اين خودرو البته امكان هك شدن را رد نمي‌كنند اما تاكيد مي‌كنند كه هك شدن اين كامپيوتر بسيار مشكل است. براون به اين خودرو خيلي علاقه دارد و اگرچه چند خودرو ديگر دارد اما ترجيح مي‌دهد در مراسم رسمي با اين مشكي خوش رنگ تردد كند.

منابع: تايم، بي‌‌بي‌سي، اتواكسپرس، آسوشيتدپرس و ديلي‌تلگراف

اخبار

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۹:۴۹ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

مديران سازمان ها چگونه دكترا مي گيرند؟
بگذريم از دانشگاه ( ا ) و ( م ) كه ضمن توافقنامه اي كه با سازمان هاي حكومتي برقرار كرده است رسما اقدام به پذيرش مديران نهادهاي مهم دولتي در رشته هاي مديريت مي كند و به وسيله آنچه كه تفاهمنامه ارتقاي مدارج علمي مديران مي خواندش هيچ گونه آزموني را براي ورود اين مديران تهيه و تدارك نمي بيند.
بنا بر اعلام قائم مقام وزير علوم و رئيس دانشگاه پيام نور از اين پس با اجرايي شدن لايحه مديريت خدمات كشوري هيچ كدام از مديران و كارمندان دولت نمي توانند در خلال فعاليت هاي شغلي خود به تحصيل بپردازند. و در صورت در پيش گرفته شدن چنين رويه اي مدرك آنان به تاييد وزارت علوم نخواهد رسيد.

به گزارش خبرنگار جهان : اين تصميم دولت كه با اجراي قانون مديريت خدمات كشوري تحقق خوهد يافت، اتفاق جديدي براي جلوگيري از رانت هاي مديريتي در عرصه تحصيل و به دست آوردن مدارج علمي نيست. چرا كه در دي ماه 1372 مجلس شوراي اسلامي قانوني با همين مضمون به تصويب رسانده و براي اجرا به دولت ابلاغ كرده بود كه طي آن " تحصيل تمام وقت كاركنان با استفاده از مأموريت يا مرخصي با تعيين جانشين ايشان به شرطي مجاز است كه همزمان با‌تحصيل، اشتغال اداري نداشته باشند و متخلفين از اين قانون به انفصال موقت از خدمت از يك تا سه سال محكوم مي‌شوند."
 هر چند اين قانون با آئين نامه اجرائي تحصيل مديران كه بعدها توسط دولت هاشمي رفسنجاني تصويب و اجرايي شد، عملا به محاق فرو رفته و بي اثر شد اما آنچه مهم است اينكه تا به امروز قانوني با اين مفهوم و محتوا كه كارمندان و به خصوص مديران دستگاه هاي دولتي بايستي بين تحصيل يا شغل يكي را انتخاب كنند وجود داشته و آنچه موجود نبود، ضمانت اجرايي براي عملياتي شدن چنين قانوني بوده است كه به نظر مي رسد اين مشكل همچنان وجود دارد.

بسياري از سفراي ايران كه براي ماموريت به كشورهاي ديگر اعزام شده اند در كارنامه خود مدرك دكترايي از يك دانشگاه معتبر خارجي به خصوص دانشگاه هاي اروپايي را قيد مي كنند كه در خلال انجام وظيفه سنگين نمايندگي ايران در كشورهاي خارجي به اين مهم دست يافته اند.

بسياري از نمايندگان مجلس بوده و هستند كه با مدرك ليسانس و يا فوق ليسانس وارد مجلس شده و در ادامه، هم زمان با انجام وظيفه سنگين نمايندگي و وكالت مردم، موفق به اخذ مدارك تحصيلي دكتري از دانشگاه هاي معتبر پايتخت شده اند.

بگذريم از دانشگاه ( ا ) و ( م ) كه ضمن توافقنامه اي كه با سازمان هاي حكومتي برقرار كرده است رسما اقدام به پذيرش مديران نهادهاي مهم دولتي در رشته هاي مديريت مي كند و به وسيله آنچه كه تفاهمنامه ارتقاي مدارج علمي مديران مي خواندش هيچ گونه آزموني را براي ورود اين مديران تهيه و تدارك نمي بيند.

در اين ايام خبرگزاري ها از قول مسئولان وزارت علوم متذكر شده اند كه 80 درصد دستگاه هاي دولتي، با كميته بررسي مدارك تحصيلي مديران كه به دستور رئيس جمهوري ايجاد شده همكاري نمي كنند، و جالب اينكه بسياري از مديران، نمايندگان مجلس و ديگر مقامات حكومتي بر اين امر واقف اند كه در صورت بررسي و تطبيق مدارك آنان، به طور قطع مشمول تخلف از قانون مصوب سال 72 مبني بر ممنوعيت تحصيل و مديريت و اشتغال هم زمان خواهند شد.

اين موضوع جداي سرنوشت كساني است كه بامدارك تقلبي، به بالا رفتن از نردبان ترقي شغلي پرداخته اند و بعضا پرونده كارگزيني خود را با يك مدرك كپي برابر اصل پر كرده و مشمول استخدام و حقوق ها و دريافتي هاي آن چناني شده اند.

با تمام اين اوصاف به نظر مي رسد پيش از آنكه نويد اجرايي شدن چنين قانوني از سوي مسئولان وزارت علوم داده شود، بايستي ضمانت اجرايي و پياده سازي اين قانون كه در مرحله اول گريبان گير خود مديران دستگاه ها خواهد بود انديشيده شده و سپس عملي شود.

اخبار

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۶:۵۳ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

تهديد خاتمي به اقامت در كشور خارجي
يكي از مسئولان دولت اصلاحات و همراهان خاتمي در هواپيما به وي مي گويد كه مير حسين موسوي شوك لازم را براي حضور در عرصه انتخابات ايجاد نكرده و دوستان بر اين باورند كه بازگشت شما بسيار اميد بخش خواهد بود. كه سخنان وي با عكس العمل همراه با ناراحتي رئيس دولت اصلاحات مواجه مي شود

با وجود كناره گيري رسمي خاتمي از رقابت ها هم چنان برخي از نزديكان و اطرافيان وي اميدي براي بازگشت رئيس دولت اصلاحات به صحنه انتخابات دارند.

به گزارش خبرنگار جهان: اميد نزديكان خاتمي كه هر از چندگاهي با انجام مصاحبه و اعلام احتمال بازگشت خاتمي در رسانه ها منتشر مي شود هميشه در ساعاتي پس از انتشار خبر با تكذيب خاتمي و يا اعضاي دفتر وي مواجه شده و اثري از خود بر جاي نمي گذارد . اما خبرهاي منتشر شده حاكي از آنست كه سيد محمد خاتمي از اصرار بدون فكر برخي نزديكان و همراهان براي بازگشت به عرصه انتخابات به شدت ناراحت شده و واكنش هاي تندي از خود نشان داده است.

بنا بر همين گزارش: در سفر اخير خاتمي به استراليا يكي از مسئولان دولت اصلاحات و همراهان خاتمي در هواپيما به وي مي گويد كه مير حسين موسوي شوك لازم را براي حضور در عرصه انتخابات ايجاد نكرده و دوستان بر اين باورند كه بازگشت شما بسيار اميد بخش خواهد بود. كه سخنان وي با عكس العمل همراه با ناراحتي رئيس دولت اصلاحات مواجه شده و خاتمي در جواب مي گويد: اين حرف ها را تمام كنيد. اينكه يك روز بيايم و روز ديگر نيايم. در اين صورت مردم چه خواهند گفت؟ بنده تصميم قاطعانه اي بر انصراف گرفته ام.

به گفته يك منبع آگاه اصلاح طلب به خبرنگار جهان: خاتمي به دليل شدت عصبانيت از طرح چنين مواضعي ادامه داده است كه: ديگر در خصوص اين موضوعات صحبت نكنيد. اگر اين حرفها ادامه داشته باشد، بنده در استراليا مي مانم و به تهران برنخواهم گشت.

سفر خاتمي به استراليا هشت روز طول كشيد و وي هم زمان با پايان تعطيلات نوروزي به ايران بازگشت.

گفتني است كه در زمان سفر خاتمي برخي رسانه ها از احتمال دريافت فرصت مطالعاتي چند ماهه خاتمي تا پايان انتخابات رياست جمهوري دهم خبر داده بودن كه چنين امري محقق نشد.

اخبار

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۰۵:۱۱ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ]

تمام حقوق متعلق به نگین بلاگ ميباشد