يادت بوي عشق مي دهد، عشقي شيرين و روح افزا! قاب عكسي كنار نقاشي حرمت روبروي دلمان است، بعد از هر نماز رو به مشهدت مي ايستيم و با خود نام و ياد تو را نجوا مي كنيم.

كلمه - زهرا يگانه: نامت بوي سفر مي دهد، سفر غربت! نشانه هاي آن سفر را گم نكرده ايم، در گذار از جاده ها، آن صداي سترگ را دوباره مي شنويم و هربار كلمه لااله الاالله، ذرات وجودمان را به خود مي خواند.

يادت بوي عشق مي دهد، عشقي شيرين و روح افزا! قاب عكسي كنار نقاشي حرمت روبروي دلمان است، بعد از هر نماز رو به مشهدت مي ايستيم و با خود نام و ياد تو را نجوا مي كنيم.

آقاجان! يكبار ديگر نصيبمان كن تا برروي آجر فرشهاي بارگاهت به دنبال ردپاي آهوي بي پناهي كه ضامنش شدي بگرديم و از همان مسير زير آسماني با طاقهاي آينه كاري بايستيم و سربر دامن ضريحت بگذاريم و درد دلهايمان را مويه كنيم.

آقاجان! يك بار ديگر قمستمان كن تا از لابلاي پنجره خورشيدي فولاد باورهايمان را مرور كنيم و براي دلهايمان شفا بخواهيم...

آقا جان...

 

 

 

 

 

 

 

 

رخدادهاي تاريخي

نوشته شده توسط فرهاد خادمي | ۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۱۷:۳۳ | آرشيو نظرات (0)


تمام حقوق متعلق به نگین بلاگ ميباشد